آیکون‌های رنگی پیش‌فرض Libreoffice

یکی از مشکلاتی که من با نسخه لیبره‌آفیسی که در خود اوبونتو و لینوکس مینت دارم اینه که آیکون‌های استفاده شده در این نسخه سیاه سفید و از نظر من بدریخت هستند:

Human Theme

و این در حالی بود که اگر لیبره‌آفیس را دانلود و نصب کنید، نوارابزار پیش‌فرض به شکل زیر خواهد بود:

tango theme libreofficeامروز راه‌حلی یافتم که پوسته و آیکون‌ها رو به حالت رنگی و خوشگل مدنظرم دربیارم.

نکته اینجاست که پوسته‌ سیاه‌سفید Human نام داره و پوسته رنگی Tango. خوب کافی بود که پوسته جدید رو نصب کنم:

sudo apt-get install libreoffice-style-tango

حالا پوسته جدید نصب شده و برای تغییر پوسته‌ها می‌توان از طریق منوی‌های زیر اقدام کرد:

Tools > Options > Libreoffice > View

libreoffice icon themes

قایق‌های تفریحی

فرهنگ آلمان‌ (۲): تفریح

در نوشتار قبلی در مورد جایگاه کار و تفریح در فرهنگ آلمان نوشته بودم. در این نوشته به تفریح‌های آلمانی‌ها اشاره می‌کنم. آلمان‌ها همچنان که در کار جدی هستند،‌ در تفریح نیز جدی هستند و نهایت لذت و استفاده را از وقت‌های آزاد خود می‌برند. عمدتا روزهای شنبه و یکشنبه صرف تفریح‌های دسته‌جمعی یا خانوادگی می‌شود. بسیاری نیز عضو کلوپ‌ها هستند و تفریح جمعی جایگاه خاصی دارد. روزهای تعطیل به وفور می‌توانید دسته دوچرخه‌سوارهایی را ببینید که در مسیر مخصوص دوچرخه‌ با هم در حرکت هستند. ده‌ها موتورسوار یکدست چرم‌پوش  مشکی با انواع موتورهای لوکس را می‌توان یافت که از شهری به شهری دیگر می‌روند و از موتورسواری خود لذت می‌برند. وجود رودهایی مثل راین، برای علاقه‌مندان قایقرانی و شنا و ماهی‌گیری فرصت خوبی را در تابستان‌ها فراهم می‌آورد. وجود جنگل‌های فراوان نیز سبب ایجاد تفرج‌گاه‌های طبیعی در این کشور شده است. دسته‌ای از ماشین‌های کاروان را می‌توان دید که شهر به شهر در حال گشت و گذار هستند و در این تفرج‌گاه‌ها شب‌ها را در ماشین خود به صبح می‌رسانند. خلاصه اینکه روزهای تعطیل تقریبا کسی را نمی‌توان پیدا کرد که در خانه‌اش باشد و همه سعی می‌کنند برنامه‌ای خاص برای تفریح خود داشته باشند.

فرهنگ آلمان‌ (۱): مشخص بودن جایگاه کار و تفریح

در طول پرواز تهران به فرانکفورت مقاله‌ای با عنوان “چرا آلمان‌ها ساعت‌های کمی کار می‌کنند، اما بهره‌وری بالایی دارند؟: مطالعه‌ای در فرهنگ” خواندم. در طی مدت ۵ ماهی که در آلمان هستم به وضوح مواردی که در مقاله اشاره شده بود را عینا مشاهده کردم. در این پست و پست‌های آینده در مورد هر یک از موارد ذکر شده دیدگاه و تجربه خودم را بیان می‌کنم:

همان‌گونه که از عنوان پست برمی‌آید، در فرهنگ آلمانی مرز میان کار و تفریح کاملا مشخص است. زمانی که سرکار هستند فقط و فقط در حال انجام کارها و مسئولیت‌های محوله هستند. به هیچ وجه نمی‌توانید فردی را پیدا کنید که در ساعات کاری سایت‌های خبری یا فیسبوک یا توییتر چک کند. در واقع چنین کارهایی از نظر فرهنگی و اجتماعی ناپسند شمرده می‌شود و جز شرمندگی و برخورد شدید از سوی مدیر چیزی را به دنبال ندارد. چنین است که در تحقیقی مشخص شده است که میزان کار مفید هر شخص آلمانی ۸ ساعت و ۴۳ دقیقه هست. کافی است این زمان را با زمان مفید کار ایرانی‌ها (۲ ساعت و ۵۵ دقیقه) مقایسه کنید.

در کنار این کار سخت، تفریح حسابی در فرهنگ آلمانی دیده می‌شود. از آنجایی که در محیط‌های کاری تمرکز بالایی روی وظایف محوله وجود دارد، کمتر کسی را می‌توانید پیدا کنید که بعد از ساعات کاری همچنان به عنوان اضافه کار در محل کار حضور داشته باشد. اگر بخواهیم در مقام مقایسه برآییم تفاوت‌های عمده‌ای میان ما و آنها وجود دارد. اگر با خودمان روراست باشیم، من و شما هم در بهره‌وری پایین مملکت‌مان به اندازه خود سهیم هستیم. در پایین بودن رشد اقتصادی و کوچک بودن جیب‌هایمان تاثیر داریم. کافی است سعی کنیم هر کدام از ما در محیط کاری خود این فرهنگ را اجرا کنیم.

در پست بعدی در مورد شیوه تفریح آلمانی‌ها خواهم نوشت.

تجربیات زندگی در آلمان

حدود پنج ماهی هست که برای فرصت مطالعاتی دکتری در یکی از شهرهای آلمان زندگی می‌کنیم. زندگی در یک محیط اجتماعی جدید تجربیات و مشاهداتی برایمان به ارمغان آورده که استفاده از آنها برای بهبود زندگی شخصی و اجتماعی ما ایرانی‌ها می‌تواند مفید باشد. به همین خاطر تصمیم دارم این مشاهدات را تا حد ممکن در اینجا ثبت کنم. سعی خواهم کرد متن پست‌ها کوتاه باشد تا خواننده امروزی که ذائقه مطالعه‌ش حوصله متن طولانی را ندارد نیز بهره‌مند گردد. از این رو هر پست کوتاه و متمرکز بر یک موضوع بوده و سعی خواهم کرد بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ کلمه نوشته شود.

تبدیل فرمت ارجاع از RIS به BibTeX

مجله Nature فقط امکان صدور ارجاعات به فرمت RIS را می‌دهد. برای استفاده از آن در لاتک نیازمند تبدیل ارجاع به فرمت BibTeX داریم. خوشبختانه با اولین جستجو راه‌حل لینوکسی زیر را پیدا می‌کنیم:

Continue reading “تبدیل فرمت ارجاع از RIS به BibTeX”

نکاتی ارزشمند از آخرین سخنرانی

کتاب «آخرین سخنرانی»  یکی از ارزشمندترین کتاب‌هایی بود که تا به حال خونده‌ام. در حین خوندش در توییتر نکات کلیدی و جملاتی که به نظرم ارزش به اشتراک‌گذاری داشتند را توییت می‌کردم. متاسفانه توییتر با تاریخچه و توییت‌های گذشته مشکل داره و با زحمت تونستم توییت‌های قبلی رو پیدا کنم. در این پست مجموعه‌ای از ۳۷ جمله ارزشمند از این کتاب را به اشتراک می‌گذارم:

  • یادمون باشه: «وقتی خراب می‌کنی و دیگر کسی چیزی به تو نمی‌گوید، یعنی از تو نامید شده‌اند».
  • او مرا متوجه ساخت که اگر خوب تلاش کنم، کارهایی که امروز از عهده‌شان برنمی‌آیم، فردا می‌توانم انجام دهم.
  • Continue reading “نکاتی ارزشمند از آخرین سخنرانی”

کوله پشتی برای سال نو

آخر هر سال که میشه، یک گوشه‌ای میشینم و یک‌سال زندگی‌ام را بالا پایین می‌کنم. نگاه می‌کنم ببینم در سالی که گذشت چقدر به هدفهای اون سال رسیدم. چقدر کم آوردم. امسال امیر مهرانی در وبلاگ The Coach ایده داشتن یک کوله پشتی برای سال ۹۳ رو مطرح کرده و سؤال کرده که از تجربیات خود چه چیزهایی رو برای استفاده در سال جدید در این کوله پشتی همراه خود خواهیم برد. از صبح زود نشستم و محتویات همه کوله‌هایی که در وب منتشر شده بود را خواندم و از آن‌ها درس گرفتم. در حینی که می‌خواندم، متوجه شدم موفقیت‌هایم بسیار بیشتر از شکست‌هایم بوده. تا قبل از امروز که فرصتی شد تا به یکسال گذشته‌ام بیشتر فکر کنم، گمانم این بود که سال ۹۲ سالی کم فروغ برایم بوده و حاصلش خیلی کم بوده. برخی از این نوشته‌ها مانند نوشته محمدرضا شعبانعلی بیشتر به دلم نشست. فکر کنم دلیلش این بود که حرفاش خیلی به حرفای دلم نزدیک بود. اما بپردازم به ارزیابی سال ۹۲ و آنچه برای سال جدید در کوله‌ام قرار می‌دهم.

چند وقت پیش وقتی نقش‌هایم را در زندگی مرور می‌کردم، متوجه شدم در حال حاضر در نقش‌های زیر مسئولیت دارم و البته برای هر نقش اهدافی. نقش من به عنوان دانشجوی دکتری کامپیوتر، همسر، ویراستار یک ژورنال علمی و البته نقشم به عنوان خودم Continue reading “کوله پشتی برای سال نو”