تبلیغ چند همسری در تلویزیون!!!

۴ شهریور ۱۳۸۹ ساری گلین ۳ دیدگاه

یادمه وقتی بچه تر بودیم تمامی فیلم های تلویزیون ختم می شد به عروسی. الان هم همین طوره اما یه چیزای دیگه ای هم به آن اضافه تر شده. مثلا در اکثر فیلم هایی که محمد رضا شریفی نیا بازی کرده دو تا زن داشته. در سال های اخیر تعداد فیلم هایی که به موضوع چند همسری بودن مردها پرداخته زیاد و زیادتر شده. چه در سینما و چه در تلویزیون. چرا؟
زمانی که عقیده ای در جامعه ای قابل پذیرش نباشد کافی است مدیاهای آن جامعه(تلویزیون، سینما، روزنامه ها و….) شروع کنند در مورد آن موضوع صحبت کردن. چه در تقبیح آن و چه در مقام دفاع نتیجه این میشه جامعه حساسیت خود را نسبت به آن از دست میدهد. یعنی کم کم ناهنجار به هنجار تبدیل میشود.
اگرچه موضوع چند همسری در ایران از نظر عرفی مورد قبول نبوده اما از نظر قانونی اشکالی بر آن وارد نیست اما در اکثر کشورهای دنیا این مسئله غیر قانونی تلقی میشود(منبع:ویکی پدیا).
سوال من این است: آیا تهیه و نمایش اینگونه فیلم ها باعث نمی شود حساسیت های اخلاقی جامعه در قبال این مسئله کاهش یابد؟ آیا از نظر جامعه شناسی تحلیلی شده که چه بر سر نهاد خانواده خواهد آمد؟

جوابی که اکثر افراد در موضع دفاع بیان می کنند، همانند دیالوگ قسمت قبلی سریال جراحت است که در آن بازیگر برای توجیح خواستگاری خود چنین بیان میکند:غیر از این است که خواستم شرع خدا را جاری کنم” یا مثلا خلاف شرع که نکرده ام!!!

چرا شرع خدا فقط آمده در گرفتن زن دوم؟ چطور در دزدی ها و دروغ گفتن ها سخنی از شرع خدا نیست اما…..

چگونه یک نمودار در Excel را به عکس تبدیل کنیم؟

۲۵ مرداد ۱۳۸۹ ساری گلین ۱ دیدگاه

من امروز میخواستم گزارشی برای استادم ایمیل کنم که میخواستم یک نمودار(chart) در Excel 2007 را به صورت عکس ذخیره کنم و بعد آن را ایمیل کنم. متاسفانه Excel ابزاری برای اینکار ندارد. با کمی جستجو در اینترنت دو راه حل پیدا کردم. امیدوارم به درد شما هم بخورد:
۱- ساده ترین راه حل این است که ابتدا نمودار مورد نظر را کپی کرده و سپس در برنامه نقاشی Paint عمل paste را انجام دهید
۲- روش دوم اضافه کردن یک افزونه به Excel هست که به راحتی میتوانید از اینجا دریافت کرده و با نصب این افزونه گزینه ای به نام Export Chart به منوی  Add-Ins اضافه میشود که با کلیک روی آن میتوانید نمودار انتخاب شده را با فرمت دلخواه در هر جایی از کامپیوتر خود ذخیره کنید.
دریافت افزونه Export Chart
منبع این افزونه این سایت است.

رمضان و فرصتی برای خواندن قرآن

۲۱ مرداد ۱۳۸۹ ساری گلین ۱ دیدگاه

سایت تنزیل
وقتی دوره راهنمایی بودم در یک مدرسه راهنمایی نمونه درس میخوندم که به صورت شبانه روزی بود و از همان موقع خوابگاهی شدم و به نوعی از خانواده ام جدا شدم. سال دوم راهنمایی یکی از سرپرستان خوابگاه معلم زبان بود و البته قاری قرآن و حافظ قرآن. مرد خوبی بود البته این حسی است که از آن موقع نسبت به او دارم. چهارشنبه ها ساعت ۹-۱۰ شب جلسات قرآن برپا میکرد و همه بچه های خوابگاه )نزدیک ۵۰ نفر( در آن شرکت میکردند. البته مجبور بودند نه اینکه خودشان بخواهند. در آن جلسات چند آیه از قرآن خوانده میشد و بچه ها باید برای هفته بعد این آیه ها را حفظ می کردند و در جلسات از بچه ها سوال میشد و به نوعی بچه ها درس پس میدادند. جلسات خوبی بود. یکی از دوستانم به لطف استارتی که در این جلسات خورد تا جز ۱۵ قرآن را حفظ کرد و بعدها به دلیل مشغله های درسی و دانشگاهی نتوانست ادامه دهد و شاید هم خودش نخواست.
این روزها شروع ماه رمضان هست و میگویند ماه قرآن و بهار قرآن. مادرم همیشه در ماه رمضان یکبار قران را دوره میکند. اما ما خیلی با قرآن فاصله باز کرده ایم. در واقع فاصله گرفته یم. من با تقدس رابطه ای ندارم اما به نظرم به قران حداقل به عنوان یک کتاب باید ارزش قایل بود و متن آن را یکبار هم که شده بخوانیم. البته منظورم به عربی نیست. شنیده ام که ترجمه الهی قمشه ای از قرآن یکی از بهترین ترجمه های قران هست اما من هیچ وقت نتوانستم با این ترجمه با قران رابطه برقرار کنم. چند وقت پیش سایت تنزیل را در اینترنت یافتم که برایم از چند جهت جالب بود.
۱- آنلاین بودن: یعنی لازم نیست شما برنامه خاصی روی کامپیوتر خود نصب کنید چرا که تنها با داشتن یک مرورگر اینترنت)مانند فایرفاکس یا کروم( و البته اینترنت میتوانید به تمامی متون قرآن دسترسی داشته باشید. در حالی که نسخه هایی که در ایران و به عبارتی حوزه علمیه تهیه شده همگی به سیستم عامل ها محدود بوده و حتی در مواردی برای سیستم عامل خاصی قابل اجرا بوده و در نسخه های بعدی همان سیستم عامل نیز قابل استفاده نبوده است.
۲- ترجمه های متعدد:
در این سایت ترجمه های متعددی از قرآن به زبان های مختلف از آذربایجانی و ایتالیایی و اسپانیولی گرفته تا تامیل و هندی. شاید این خصیصه بود که باعث شد من به این سایت علاقه مند شوم. در مورد ترجمه های آذربایجانی دو ترجمه وجود دارد که به نظرم ترجمه محمدعلی اف و بنیاد اف ترجمه بهتری است. در واقع برایم از ترجمه الهی قمشه ای خیلی قابل فهم تر میباشد دلیلش نمیدانم به خاطر ترجمه خوبش است یا به دلیل اینکه به زبان مادری ام ترکی آذربایجانی نوشته شده است.
۳- تلاوت های متعدد:
هر چند تلاوت قاریان ایرانی همچون استاد پرهیزگار در این پروژه هنوز وجود ندارد اما بسیاری از قاریان مصری را میتوانید در لیست قاریان آن پیدا کنید.
۴- داشتن تنظیمات مختلف برای نحوه نمایش متن و ترجمه:
به راحتی میتوانید فونت و سایز متن را تغییر دهید و با حرکت ماوس روی آیه ها ترجمه آنها قابل مشاهده هست.
توصیه میکنم این سایت را در این روزها از دست ندهید.
http://tanzil.info

پی نوشت: این سایت به همت یکی از هموطنان عزیزمان جناب آقای دکتر  حمید ضرابی زاده توسعه داده شده که به نوبه خودم از ایشان تشکر میکنم

تاکسی شوکولاتی

۱۰ مرداد ۱۳۸۹ ساری گلین ۹ دیدگاه

امروز اتفاق جالبی برای من و نگار افتاد. براتون پیش اومده که سوار تاکسی بشین و غرغرهای راننده تاکسی و احیانا فحش هاشون رو نشنوین؟ ماجرا از این قرار بود که من و نگار میخواستیم از سر کار برگردیم خونه که به پست یه تاکسی پراید سبز رنگ افتادیم که اتفاقا فقط برای یه نفر جا داشت و به ما گفت که بیایین جلو بشین تا مقصد راهی نیست و… به نگار گفتم که بی خیال منتظر میشیم تاکسی بعدی بیاد. چون خسته بودیم نگار گفت اشکالی نداره بریم. من غرغر کنان سوار شدم و نگار کنارم دو نفری جلوی ماشین نشستیم. راننده صندلی کمی عقب داد تا راحتتر باشیم و از همون اول کلی زبون میریخت که آقا میخوای اصلا خودتون برونید؟ و از این حرفها. گفتم گیر عجب آدمی افتادیم.
تا سوار شدیم گفت ‌مسافرین عزیز سلام. آب خنک، آبمیوه، رانی هر چی بخواین دارم. بطری آبشو راست میگفت کنار پای من بود. بعد جلوی ماشین یک جعبه آبنبات گذاشته بود ورداشت و به همه یکی یکی تعارف کرد. کسی برنداشت. راستش ترسیدم بردارم. بعد یارو گفت اسم این تاکسی هست تاکسی شوکولاتی. اینجا همه چی داریم. آهنگ مورد علاقه مسافر پخش میکنیم. آهنگ درخواستی ندارین؟ یههو من پروندم حبیب بذار. ریموت کنترل رو برداشت گفت شماره ۷۵۰!!!!! دیدم جلوی فرمان یه فلش دیگه هم داشت. گفتیم عجب!!!
کم کم که داشتیم میرفتیم یه دفتر صد برگ از جلوی داشبورد برداشت و داد به مسافرای پشت سرمون گفت لطفا تو صفحه سفید بنویسید. ۲۰ ساله که مسافرام مینویسند. لطفا اسم و شماره تلفنتون رو هم بنویسید. اگه دیدین یکی زنگ زده گفته تاکسی شوکولاتی ام جواب بدین. کم کم داشت جالب میشد. گفتم نکنه دوربین مخفی چیزی هستین؟ آخه یه زمانی تو برنامه مردم ایران سلام از شبکه دو چنین تاکسی بود که بحث های مختلفی مینداخت وسط و بعد یه دوربین هم کاشته بودن تو ماشین که فیلم میگرفت. گفت دوربین مخفی نشسته تو تاکسی ام اما الان دوربین مخفی نیست. گفتم برا چی اینکارو میکنید؟ گفت برای ثبت تو کتاب رکوردهای گینس!!!!! بعد توضیح داد که تا الان ۱۲۷۰دفتر پر کرده اند و ۷۰۰ تا دیگه میشه ۲۰۰۰ تا اون وقت میتونم ثبتش کنم.
دفتر بدست ما رسید و نگار شروع به نوشتن کرد. نوشت از اول روز شما اولین کسی هستید که دیدم خوش اخلاقه!!! روحیه همه عوض شده بود تو تاکسی. همه مون خستگی از تنمون رفته بود. گفتم چرا میخوایین تو گینس ثبت بشه؟ جواب جالبی داد.

گفت من نمیدونم شما تو چه صنفی کار میکنید اما دوست دارم در شما این حس رو به وجود بیاورم که با مشتری ات ارباب رجوع با همکارت با هر کسی سر و کار داری میتونی خوش اخلاق باشی و اخم نکنی.

خلاصه اگه سوار تاکسی شکلاتی شدین تعجب نکنین.
راستی چند تا از نوشته های بامزه مسافرا رو هم گفت. مثلا یکی نوشته بوده: شوکولات میدی ای ول، آهنگ میزای ای ول، پول کرایه رو هم نگیری میشه ای ول!!! یا یه آخوندی نوشته بود لعنت خدا بر کسی که در ماشین آهنگ های غیر مجاز میذاره و حرکات موزون انجام میده. یکی دیگه هم نوشته بوده این همه حال میدی و آبمیوه و اینا میترسم آخرش کرایه ۱۰ تومن بگیری کوفتمون بشه

آیا انتظار برای مرگ آسان است؟

۲۱ تیر ۱۳۸۹ ساری گلین ۵ دیدگاه

این دو روز که در تعطیلات اجباری بودیم یا به قول بعضیها توفیق اجباری بود. فرصتی دست داد تا دو فیلم تماشا کنم. فیلم اول فارست گامپ بود که توصیه میکنم از دست ندید.
فیلم دوم اما فیلمی بود که دوباره مرا مشوش کرد. سوالهایی برایم مطرح کرد که دوست دارم جوابی برای انها پیدا کنم. این فیلم اسمش هست تو جک را نمیشناسی. بهتر است اول سری به وبلاگ یک پزشک بزنید و این مطلب مرتبط در مورد این فیلم رو بخونید. از این جمله آن نوشته استفاده میکنم برای شروع:
این بیماران، واقعاً به ته خط رسیده‌بودند. بازگشت و معجزه‌ای برایشان متصور نبود، هر نفسشان باعث عذابشان بود، و مهم‌تر آن‌که توان جنگیدن بیشتر را در خود نمی‌دیدند.
سوال: اگر تو جای جک بودی حاضر بودی این کار را بکنی؟ آیا حاضر بودی به آنها در مرگ خودخواسته کمک کنی؟ آیا اساسا مرگ خودخواسته را برای چنین بیمارانی یک حق میدانی یا همانگونه در دین اسلام آمده آن را یک گناه تلقی کرده و ناحق میدانی؟ اصلا چرا خودکشی گناه بزرگی است؟
من فکر میکنم این منع در اسلام برای بیمارانی همانند نوجوانی که مبتلا به افسردگی بوده و از دکتر کووارکیان تقاضای کمک میکرده تا به زندگی خود خاتمه دهد، بوده و هست و اسلام نقطه مقابل این دیدگاه نوجوان که همان ناامیدی بود ایستاده است. البته دکتر کووارکیان این موارد را رد میکند و به آنها در مرگ خودخواسته کمک نمیکند. اما در مورد افراد دیگری که جملات ابتدایی بحثم بیانگر حال آنها است اسلام چه نظری دارد؟
در این فیلم که بازی آل پاچینو آن را به فیلمی باارزش تبدیل کرده است نشان میدهد که دکتر کووارکیان سعی میکند به دنیا مفهومی را معرفی کند که بیمار بتواند تقاضای سرویس پزشکی را نماید که به او در مرگ خودخواسته در رهایی از عذاب و رنج کمک بشه و این سرویس قانونی باشه.
چند جمله از دیالوگهای فیلم که به نظرم ارزش خواندن رو دارند اینجا نقل میکنم:

- شما در مقابل اینکه مردم میگن “دکتر کورکیان تو نقش خدا رو بازی میکنی” چه چیزی برای گفتن دارین؟
- من به اونا میگم، “خوب که چی؟” وقتی یه دکتر به شما قرص میده .اون داره نقش خدا رو بازی میکنه. .چون به طبیعت باطنی شما دست برده. .همه دکتر ها باور دارن خدا هستن. نباید اینطور باشه، اما هستن.

دسته هافيلم

کوبا، سرزمینی…

۱۸ تیر ۱۳۸۹ ساری گلین ۴ دیدگاه

در دوره لیسانس دوستی داشتیم که فوق علوم سیاسی میخوند. وقتی ازش در مورد کوبا و سیستم کمونیستی اش پرسیدم پاسخی گرفتم که برایم قابل تامل بود. او گفت کوبا کشوری است که مردم آن:
اولا دارای نرخ باسوادی بالایی هستند. در واقع در رتبه دوم دنیا قرار دارند(منبع). وقتی ویکی پدیا را میخواندم برایم جالب بود که اکثریت کشورهای بالای لیست نرخ با سوادی یا با سیستم کمونیستی اداره میشوند و یا در سالهای نه چندان دور جزو اقمار شوروی سابق بوده اند. دلیلش چیست را نمیدانم.
ثانیا همه مردم در یک سطح از فقر و غنا هستند. اگر چیزی برای خوردن هست برای همه هست اگر پولی هست برای همه اگر نیست برای هیچ کس.
در ویکی پدیا در مورد کوبا میخوانیم: هوگو چاوز حاضر شده در ازای ۳۰ هزار معلم و پزشک روزانه ۳۰ هزار بشکه نفت به کوبا بدهد.
اگرچه انتقادات بسیار بسیاری به سیستم های کمونیستی وارد هست چه از نظر برخورد با دیدگاههای مخالف چه حقوق بشر و….. اما این دو نکته بالا حداقل در مورد کوبا قابل تحسین هست.
دلیل نوشتن این مطلب هم این بود که در وبلاگ امیر مهرانی عزیز ترجمه ی مصاحبه ای با مارادونا را خواندم که در آن به نکته دومی که در مورد کوبا گفتم صحه گذاشته شده. در آن مصاحبه در مورد اینکه چرا مارادونا جایزه آمریکایی ها را رد کرده و جایزه کوبا را دریافت کرده چنین میخوانیم:

مارادونا: در سال ۱۹۸۷ من برنده دو جایزه شدم. یکی در کوبا و دیگری در آمریکا. به آمریکاییها گفتم جایزه تان را برای خودتان نگه دارید. با فیدل ملاقات کردم و پنج ساعت در مورد چگوارا و آرژانتین با هم صحبت کردیم. بعنوان یک مرد جوان در مورد انقلاب مطالعه کرده بودم. در مورد چگوارای شجاع، در مورد فیدل و من عاشق فیدل شده بودم. به نظر من او مثل یک شیر از سرزمین خود دفاع کرد. او تنها سیاستمداری است که به دزدیدن از فقرا فکر نکرد. اما این کاری است که آمریکاییها سعی در انجام آن دارند.

پی نوشت: امیدوارم خوانندگان این نوشته را به حساب طرفداری بنده از کوبا و کمونیسم و… تلقی نکنند. من تنها اطلاعات خود در مورد کوبا را در این نوشته ذکرکردم که البته ناقص نیز هست.

لذت دیدن فوتبال

۱۵ تیر ۱۳۸۹ ساری گلین ۴ دیدگاه

سوال: آیا شما از دیدن فوتبال لذت نمی برید؟
جواب: تا وقتی که گزارشگر بازی جواد خیابانی باشه نه خیر لذت نمیبرم که هیچ، عصبی هم میشوم.