خانه > بغض های خیس من > صاف و پوست کنده

صاف و پوست کنده

صاف و پوست کنده:
نزدیک شدم به نقطه ای که آدما میبرن
میبرن از زندگی
از اجتماع
از خودشون
از دور و برشون
از استاداشون
از دانشگاه
از همه چی
بهش میگن ته خط
الان که مینوسم فکر میکنم چیزی به ته نمانده مگر اینکه اتفاقی بیافتد و ساری گلین خودش رو جمع و جور کنه
خسته شده ام از وضعیت فعلی که توش هستم
دارم دور خودم میچرخم
که چی بشه؟
هان؟
از کجا آمده ام آمدنم بهره چه بود؟
به کجا میروم
رفتنم بهره چه است؟
از اینکه تنبلی و گشادی رو هنوز دنبال خودم میکشونم
از اینکه خواسته یا ناخواسته از اهدافم دور میشم
اما نه
هنوز وجودی هست که مرا به بودن امیدوار کند به ماندن به تحمل
خوانندگان عزیز لطفا جدی نگیرید اینها از غار تنهایی یک پسر دانشجو بیرون اومده و هیچ گونه اعتباری ندارند و هیچ انتظاری برای درک آنها نمیرود

  1. مریم ق
    ۲۶ آبان ۱۳۸۷ در ۱۹:۱۵ | #1

    ………..

  2. ۲۶ آبان ۱۳۸۷ در ۲۰:۲۰ | #2

    زنان ونوسی ، مردان مریخی غار تنهایی چاه تنهایی

    آقا رسیدی ته خط دور بزن برگرد ، ما اول خط منتظریم که بر گردی

    ببین سوغات ته خط چیه یه خورده با خودت بیار

    این سری که اومدی سر خط منم باهات میام بریم ته خط می گن آب و هواش خوبه

    راستی ته خط موبایل آنتن می ده ؟ ایرانسل آنتن هاش اونجا کار می کنه یا نه ؟فکر کنم باید یه همراه اول واسه ته خط بگیرم

    می گم این غاره که تو رفتی توش یه موقع خرس نداشته باشه ، ببین جات گرم و نرمه یه سر بزنیم بهت ، می گن تنهایی اونجا

    تنهایی که نمرده که تنهات بذاره ، بیا با موتور دور میدون چرخ بزنیم

    و این هزلیات ادامه دارد …

  3. مریم ق
    ۲۶ آبان ۱۳۸۷ در ۲۳:۰۸ | #3

    اگه یه ماشین بگیرین منم میام! تازه اگه ساری گلین بخواد می تونیم پیاده هم بریم … :happy: :just_joking:

  4. اورمو
    ۲۷ آبان ۱۳۸۷ در ۰۰:۱۱ | #4

    ساری گلین میدونم اهل موسیقی آذربایجانی هستی،اما نمیدونم اهل خرج کردنی یا نه :grin:
    واسه روحیت خوبه :
    http://www.iranconcert.com
    جات بودم با کله میرفتم :tongue:

  5. ۲۷ آبان ۱۳۸۷ در ۰۰:۴۵ | #5

    مریم ق! مینی بوس واسه رفتن به ته خط آماده است

    لطفاً زودتر سوار شید می خوایم حرکت کنیم

    پیش به سوی ته خط

    تخته گاز

  6. مریم ق
    ۲۷ آبان ۱۳۸۷ در ۱۳:۲۵ | #6

    فقط اگه ساری گلین بیاد منم میام … :happy:
    مقصد به سمت اول خط :just_joking:

  7. ۲۷ آبان ۱۳۸۷ در ۱۴:۵۲ | #7

    No one can go back and start new begining but everyone can start from now and make a happy ending.
    این برای محمد و مریم که میخواستم با من برند اول خط :tongue:

    راستی این متن یه اس ام اس بود که یه دوستی برای تبریک سال نو برام فرستاده بود.

    ——-
    اورمو عزیز
    منظورت احتمالا کنسرت ساری گلین با اجرای عاشیق چنگیز هست
    یه دوست برام گفت که بیا با هم بریم و اینا بعد قرار شد من از اینترنت ته و توشو در بیارم که منم سریعا به سایتش رفتم و دیدم که قیمت بلیطها از ۱۰ تومن شروع میشه و تا ۳۰ تومن هست و اینجا بود که دیدیم محاسبات اقتصادی رو هم باید دخالت بدیم فعلا به نتیجه خاصی نرسیدیم :grin:
    ممنون که خبر دادی

  8. اولدوز
    ۲۷ آبان ۱۳۸۷ در ۱۸:۳۸ | #8

    خدا به داد اونایی که چن صدتا پیراهن بیشتر از تو پاره کردن برسه :lol:

  9. ۲۹ آبان ۱۳۸۷ در ۰۱:۱۰ | #9

    مریم ق اول خط فقط اتوبوس داره ، مینی بوس می ره آخر خط با اتوبوس برگشت می خوره ،

    شنیدم که می خوای منو بکشی؟ راسته ؟

    عمراً دستت به من برسه ، من ۲۷۰۰ متر بالاتر از شهرنشینی خونه دارم!!! :tongue: :tongue: :tongue: :tongue:

  10. مریم ق
    ۲۹ آبان ۱۳۸۷ در ۱۶:۲۹ | #10

    بله که درسته! :grin:
    می رم رو دماوند! اون وقت دستم به قله مانشتم می رسه! چی فک کردین؟!!! :lol:

  1. بدون بازتاب
:worried: :whistling: :tongue: :tired: :thinking: :straightface: :smug: :sleepy: :sleep: :sick: :shocked: :shhh: :shaking: :scaring: :sad: :rolling_eyes: :request: :raised_eyebrow: :praying: :not_talking: :nerd: :lying: :love: :lol_2: :lol: :kiss: :just_joking: :hug: :happy: :hand_over: :grin: :flower: :finger_ear: :eyelashes: :embarrassed: :drooling: :dont_know: :devil: :cry: :crazy: :cool: :confused: :coffee: :clown: :bye: :broken_heart: :birthday: :applause: :angry_2: :angry: :angel: :?: