بایگانی

بایگانی جولای

الگوی تغذیه

۲ مرداد ۱۳۸۷ ۶ دیدگاه

ترکی: صبحانه نی تک یئ ، نهاری دوستونان، شامی دوشمانینان
[ترجمه فارسی] صبحونه رو با تنها بخور، نهار رو با دوستت، شام رو با دشمنت
یک مثل انگلیسی هم میگه : صبحونه رو شاهانه بخور، نهار رو مثل مردم عادی، شام رو مثل گداها
اما اینها یعنی چی؟ الان متخصصان تغذیه میگویند که صبحانه مهمترین وعده غذایی به حساب می آید و هر چه مفصل تر بخوری بهتر است و نهار هم باید کمتر باشد و شام هم مختصر البته نباید شام رو حذف کرد.امروز صبح تو شبکه ۳ برنامه ای در مورد تغذیه پخش میشد که متخصصه گفت شیر کم چرب و پر چرب چرت و پرته، مگه شیر چقدر چربی داره که کم و زیادش مهم باشه تازه چربی شیر خیلی هم مفیده. البته من شیرهای به اصطلاح پاستوریزه و … رو اصلا شیر نمیدونم مزه آب میده تا شیر. نمیدونم اونایی که تو شهرها هستند اصلا طعم شیر بدون دستکاری شرکت های فرآوری شیر رو خوردن؟ میان nتا چیز رو از شیر میگیرن بعد که هیچی به غیر از آب نمونده رو به عنوان شیر فلان و فلان به ملت قالب میکنند. زنده باد زندگی روستائی که همه چیز توش طبیعیه لبنیات تازه و خوش طعم. راستی میدونستید شیر گاو برای خوردن خوبه و شیر گوسفند برای تهیه پنیر و شیر گاومیش برای تهیه کره و البته ماستش هم خیلی خوشمزه اس.

ِیار آغلادی من آغلادیم

۲۶ تیر ۱۳۸۷ ۳ دیدگاه

یارین بویون قوجاقلادیم یارآغلادی من آغلادیم
ییغیشدی قونشولار بوتون جار آغلادی من آغلادیم
باشیندا قارقالان داغا دانیشدیم آیرلیق سوزون
بیر آه چئکیب باشینداکی قار آغلادی من آغلادیم
طاریمدا نار آغاجلاری منی گوروب دانیشدیلار
بویومو زیتون اوخشادی نار آغلادی من آغلادیم
ائلئی که اسدی بیر خزان تالاندی گوللیرم منیم
خبر چاتینجا بولبوله خار آغلادی من آغلادیم
اورک سوزون دئدیم تارا سیملر اولدی پارا پارا
یاواش یاواش سیزیلدادی تار آغلادی من آغلادیم
دئدیم کی حق منیم کی دیر باشیمی چکدیلر دارا
طناب کسنده بوینومو دار آغلادی من آغلادیم
شعر:هوشنگ جعفری

ترجمه آزاد از ساری گلین:
یارم رو بغل کردم یار گریه کرد من گریه کردم
تمام همسایه ها جمع شدند همسایه گریه کرد و من گریه کردم
به کوه پر برف  حرف از جدائی زدم
آهی کشید و برفهایش گریه کردند و من گریه کردم
درختان انار طارم مرا دیدند و هم صحبت شدند
زیتون برایم زاری کرد انار گریه کرد و من گریه کردم
آنگاه که باد خزان وزید گلهایم پرپر شدند
تا خبر به بلبل رسد خار گریه کرد و من گریه کردم
حرف دل رو به تار گفتم سیم هایش پاره پاره گشت
اروم آروم ناله کرد و تار گریه کرد و من گریه کردم
گفتم حق با من است سرم و به دار کشیدند
طناب وقتی گلویم را می برید دار گریه کرد و من گریه کردم

لیله الرغایب

۱۹ تیر ۱۳۸۷ ۶ دیدگاه

اولین شب جمعه ماه رجب، لیله الرغایب (شب آرزوها) است. با این حساب شب جمعه پیش رو مون میشه شب آرزوها.میگن آدم هر چی تو این شب آرزو بکنه از خدا بخواد میگیره.خوب هر کدوم از ما آروزهایی داریم.نمیدونم فلسفه دینی و تاریخچه شب آرزوها چیه اما به نظرم میاد که از نظر علمی هم بشه توجیهش کرد.امروزه روانشناسان موفقیت توصیه میکنند که آرزوها تون را از کائنات بخواهید و کائنات خود به خود شما را در مسیر آن قرار میدهد(رجوع کنید به فیلم راز).از نظر عقلی هم به نظر جور در میاد چون آدم بخشی از وقت خودش رو اختصاص میده به آرزوهاش و روی آنها تمرکز میکنه.این کمک میکنه که ذهن آدمی برنامه ریزی خود را در جهت رسیدن به اون آروزها برنامه ریزی کنه. در کتابهای موفقیتی که می خوندم هی به این نکته اشاره شده که اگر می خواهید به خواسته ای برسید حتما اونها رو جایی بنویسید.این نکته خیلی مهم هست خیلی ها میگویند که من خودم میدونم چی میخوام و لازم نیست بنویسم اما در واقع اینطور نیست(حداقل تجربه شخصی من اینو به من ثابت کرده).حضرت علی هم میگه که علم رو با نوشتن به بند بکشید!
پس قدم اول اینه که آرزوها و خواسته هاتون رو به صورت کاملا ریز بنویسید.مثلا نگویید میخوام کنکور قبول شوم بلکه دقیقا بنویسید که من میخواهم فلان شهر فلان رشته قبول شوم!!. قدم بعد اینه که این لیست رو هر روز مرور کنید که ذهن در وادی آرزوهاتون باشه و به صورت ناخوداگاه شما را به سوی آنها هدایت کنه.ممکنه بگید که اینم مثل بقیه ما رو مسخره کرده اما اینطور نیست و تجربه شخصی من این متدولوژی رو تائید میکنه. شب آرزوها هم بهانه ایست تا بتوانیم روی آرزوهایمان تاکید و تمرکز کنیم.تو شب آرزوها برای ساری گلین هم دعا کنید.
خوب میخواهم از رسم و رسومات دیار ساری گلین برایتان بگویم.اینجا میرند بر سر مزار رفتگان و در آنجا خیرات میکنند.قدیما رسم بود که حلوا خیرات میکردند اما حالا کیک و ساندیس و شربت و این چیزا هم زیاد شده.شاید به این خاطر بر سر قبور میرند که به خاطر داشته باشند که هر چقدر هم حرث این دنیا و آرزوهای این دنیا رو هم داشته باشی باز آخرش جامون زیر خاکه!!!.برای دخترایی که نامزد باشند(آداخلی سی اولسا) خانواده دوماد خنچه میبرند. توش حلواهای خوشمزه، لباس و یه سری چیزای دیگه میزارند.برای کسانی هم تازه از دنیا رفته باشند مراسم عید سیاه میگیریند و آشناها از خانواده عزادار میخواهند که آنها هم از عزا درآیند.

الله قدیم کیشی لره رحمت ائله سین…

۱۶ تیر ۱۳۸۷ ۴ دیدگاه

فلان کس ایکی ائشکین آرپاسین بؤلنمز ایندی دوروب منیم باشیما اولوب …..

[ترجمه فارسی] فلانی نمیتونه جو دو تا الاغو تقسیم کنه، حالا واسه من شده ….

باز هوای وطنم آرزو بود!!!!

۱۴ تیر ۱۳۸۷ ۴ دیدگاه

ساری گلین چند روزه به سرای خویش بازگشته. دیروز هم جای دوستان خالی، سری به مزارع دیار زدیم گفتم شما رو هم بی نصیب نزارم فعلا این چند تا عکس رو ببینید تا بعد….

دسته هاعكاسي

سینوهه ۳

۱۳ تیر ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه
  • نامه نویس گفت ما راجع به درست و نادرست و حق و باطل عقیده ای ساده و روشن داریم.
    درست و حق عبارت از چیزی است که مطابق میل ماست و نادرست و ناحق عبارت از چیزی میباشد که مطابق میل ما نیست و سینوهه تصدیق کن که بین دین ما و دین شما و سایر ملل تفاوت وجود ندارد زیرا نزد شما و سایر ملل هم درست و حق عبارت از چیزی است که اغنیاء بخواهند و نادرست و ناحق عبارت از چیزی است که مورد تمایل فقراء باشد . سینوهه چون تو پزشک هستی عقلت کوچکتر از آن است که بدین موضوع پی ببری و بدانی که از آغاز عالم تا امروز هر چه اغنیاء گفته اند بر حق بوده و هر چه فقراء بر زبان آورد ه اند محکوم به بطلان شده است . تا پایان دنیا هم چنین خواهد بود و پیوسته حق با اغنیاء است و فقراء همواره محکوم به بطلان میباشد . فقط صورت ظاهر اغنیاء فرق میکند و در هر دوره یک چیز نشانه توانگری میباشد . یک روز گوسفند و گاو نشانه توانگری میشود و روز دیگر زر و سیم و روز دیگر دارا بودن یک رتبه و مقام مخصوص یا روز بعد دارا بودن یک عنوان مثل پزشک یا جادوگر یا نامه نویس شاه و تا جهان باقی است حرف فقراء بدون اهمیت میباشد و هرچه بگویند باطل است.

سینوهه ۲

۱۱ تیر ۱۳۸۷ ۱ دیدگاه
  • من میدانم که مردم در کشورهای مختلف خدایان گوناگون را می پرستند و اطلاع دارم که در تمام کشورها آنهائی که غنی هستند بخدایان خود اعتقاد ندارند ولی برای دو منظور خویش را معتقد بخدایان جلوه میدهند یکی اینکه رسم و عادت اینطور است و دیگر اینکه باید خود را بخدایان معتقد نشان بدهند تا اینکه بتوانند طبقات فقیر و غلامان را که معتقد بهمان خدایان هستند بکار وادارند و از کار آنها بیشتر ثروتمند شوند زیرا اگر طبقات فقیر و غلامان بدانند که اغنیاء بخدایان عقیده ندارند بر آنها خواهند شورید . و عقیده طبقات فقیر و غلامان در مصر و بابل و جاهای دیگر بخدایان بهترین وسیله مطیع نگاهداشتن آنها میباشد و آنقدر که این عقیده فقرا و غلامان را مطیع اغنیاء میکند ترس شلاق و مرگ آنها را وادار باطاعت نمی نماید