بعد از مدتها انتظار نتایج ارشد اومد. از روزی که امتحان دادم تا وقتی نتایج اولیه بیاد فکر نمیکردم قبول شم اما نتایج آن شد که من انتظارش رو نداشتم تازه بعدش هم امید روزانه نداشتم که اون هم روزانه شد.نمی دونم چرا؟؟؟ هنوز قبولی ام تو ارشد یک معماست.
اما ای کاش تو هم قبول میشدی توئی که لیاقتشو داشتی اما کنکور انگار با تو لج داره، شایدم تو با اون
باز هم موعد رفتن پیش اومد
باز هم جدائی
باز هم انتظار
باز هم دوری
باز هم شوق وصال
همیشه وقت خدافظی، جدائی اونقدر سریع بود که نمی فهمیدم کی و چرا رفتی
اما این بار فرق میکنه
این بار من میرم
تو میایی؟
منو میبخشی؟
باز یاد حرف … افتادم که گفت فاصله ها هیچ وقت حریف خاطره ها نیست
و دیگر هیچ
یک روز دیگر هم به من گفت: «آن روزها نتوانستم چیزی بفهمم. من بایست روی کرد و کارِ او دربارهاش قضاوت میکردم نه روی گفتارش… عطرآگینم میکرد. دلم را روشن میکرد. نمیبایست ازش بگریزم. میبایست به مهر و محبتی که پشتِ آن کلکهای معصومانهاش پنهان بود پی میبردم. گلها پُرَند از این جور تضادها. اما خب دیگر، من خامتر از آن بودم که راهِ دوست داشتنش را بدانم!».
اینو نوشتم تا بدونید دارم کتاب شازده کوچولو اثر آنتوان دو سن تگزوپری و ترجمه احمد شاملو رو میخونم.
نمیدونم چرا نمی تونم بنویسم شاید حرفی برا گفتن ندارم.البته وقت هم ندارم باید هر چه زودتر فارغ التحصیل بشم.
اما شدیدا به دیدن سریال تاجر بوسان معتاد شدم دلیلش هم اینه که خودم رو در نقش ایل سان گوگ احساس میکنم دوست دارم چیز میز ازش یاد بگیرم.
دیروز داشتم فرم اطلاعات خانوار رو برای یکی از فامیلهامون پر میکردم. کاری ندارم که این طرح درسته یا نه،گداپروری هست یا نه فلان هست یا نه. حرف من اینه که آقایونی که نشستین و این فرم ها رو طراحی کردین به عقل مبارک شما نمیرسه که این اطلاعاتی که از فرد میخواهید رو قبلا در دیتابیس(پایگاه داده) ثبت احوال و سازمان آمار دارید؟از طرف نام، نام خانوادگی، نام پدر، شماره شناسنامه، شماره سریال شناسنامه و شماره ملی طرف رو میخوان. آخه عقل کل هایی که پول گرفتین و اینا رو طراحی کردین، همه این موارد رو میتوانید با وارد کردن شماره ملی طرف از پایگاه داده ثبت احوال بدست بیارید دیگه چرا این همه فرم دستی و کلی هزینه و وقت صرف بشه؟ فرم ها هم که اینترنتی و کامپیوتری شکر خدا نیستن، اونور هم باید یکی بشینه این اطلاعات رو وارد سیستم کنه. به این میگن بهره وری!!!
تازه آقا به شما چه ربطی داره که ما ماشین داریم یا نه ارزشش چقدره؟زمین ملکی داریم یا نه؟ اگر میخواهید یارانه بدید که خوب به همه، چه فقیر و غنی یکسان باید برسه دیگه این مسائل برای چیه؟
یا مورد دیگه برای این نوع بهره وری در ایران طرح ثبت نام کارتهای سوخت بود. در اون طرح که خوشبختانه اینترنتی بود(بماند که سرورشون نمیتونست سرویس خوبی بده) اما در اونجا هم باید کلی اطلاعات مالک رو وارد میکردی که باز با یه شماره ملی قابل حل بود و کلی اطلاعات خودرو که باز همه اینها در راهنمایی رانندگی ثبت شده و با وارد کردن شماره ماشین و یا کدی که در کارت ماشین وجود داشت همه اون اطلاعات بدست میومد.سوال من اینه چرا این همه پراکندگی اطلاعات وجود دارد؟چرا هر سازمانی به طور موازی این اطلاعات رو جمع آوری میکند؟مسلم است که با گم شدن یا سرقت هر یک از این پایگاه داده ها ضرر زیادی به امنیت ملی و شهروندان وارد میشود.آیا این مسائل اصلا مد نظر تصمیم گیران قرار میگیرد؟
خلاصه آقا با این چیزا نباید انتظار پیشرفت رو داشت.
آخرين نظرات