چند روز پیش فیلم مسیر سبز(The Green Mile) رو میدیدم. به نظرم فیلم جالب و خوبی بود. حداقل میشد یه چیزایی یاد گرفت. مثل این جمله:
People hurt the ones they love. That’s how it is all around the world.
آدما کسانی رو که دوست دارند و عاشقشون هستند رو آزار میدند، چیزی که در تمام دنیا وجود داره
این جمله چندین بار تکرار شد و در آخرین بار زمانی که تام هنکس مجازات مرگ مجرم شفابخش داستان یعنی جان کافی را روی صندلی الکتریکی اجرا میکرد گفته شد.
از شخصیت های جالب داستان که هنوز نقشش را نفهمیدم آقای جینگلز بود. موشی که خیلی باهوش بود و طول عمر زیادی هم داشت
چند روز که هر چی دنبال سوژه میگردم پیدا نمیکنم. اما یک موضوعی هست که هر روز مرا آزار میدهد و آن صف بربری است. بعد از اینکه اومدم و بچه تهرونی شدم عادت کردم که هر روز صبحونه بربری نوش جان کنم و برای اینکار به بربری نزدیک پانسیون میرم و تو صف واستاده نان بربری را به قیمت ۱۰۰ تومن خریداری میکردم اما همیشه چند نفری تو صف هستند که صدای بقیه رو در میارن و اونها در یک خصیصه مشترک هستند: گرفتن بیش از ۱۰ نان بربری و معطل نگه داشتن بقیه افراد تو صف.
یه سری از این افراد کارمند هستند و به نوبت تشریف میاورند و برای همکاران محترمشان نان بربری تهیه میکنند تا با خوردن صبحانه در محل کار و استفاده بهینه از زمانی که در ادارات هستند هر چه بیشتر به من و شما خدمت کنند. یه نفر دیگه هم هست که سوپور هست و هر روز ۱۰ تا نون میگیره و داخل یک گونی میندازه و میره دوباره تو صف وایمیسته!!!!! دسته دیگر کارگران افغانی کارگاه مترو هستند که پانسیون ما روبروی اونجاست شاید هم اونجا روبروی پانسیون ماست(فعلا به نتیجه خاصی نرسیدیم) و شبها هم اتاقی های من در جوار آنجا خوب خوب میخوابند این افغانی ها هم کمتر از ۲۰ تا درخواست نمیکنند و جالب اینکه با اعتراض مردمی که معمولا واسه ۲-۳ بربری تو صف هستند از رو هم نمیروند. یکی میگه آقا من ۴۰ دقیقه است واستادم که واسه بچه هام نون بگیرم اونوقت تو ۲۰ تا میگیری!!! یه سری ها هم هستن که از درب پشتی میاند و نونشون رو میگیرند.
من هم که معمولا ۲ تا نون میگرفتم و برای ۲ تا نون ۴۰ دقیقه منتظر بودم جدیدا تغییر رویه داده و یک بربری میگیرم و تو صف یه دونه ای وایمیستم و ۲۰ دقیقه منتظر میشم(معادله خطی است!!!!!). از دیروز هم نون بربری ۵۰ تومن گرون شده و به ۱۵۰ تومن ناقابل افزایش پیدا کرده و با تغییر قیمت کمی کوچکتر هم شده و کمی کنجد هم به اون اضافه شده که ملت به اون نون خاش خاشی میگند. اما هنوز برای من یک سوال مطرح هست نون خاش خاشی یعنی چی؟
پی نوشت۱: یادم رفت بگم این بربریا نمیدونم چرا نمک ندارن!!!! خیلی بی نمک میپزند
امروز با یکی حرف میزدم که برام خیلی عزیزه، داره برای ارشد میخونه. با هم کارشناسی رو گرفتیم خیلی باهوش و پر انرژی بود. از اینکه اینهمه این ور اون ور میپرید همه ذوق میکردن و انگشت به دهن که این آدم این همه انرژی رو از کجا آورده. دو ساله با بد شانسی محض نتونسته وارد ارشد بشه اما باز هم داره تلاششو میکنه(بهش نگید اما میدونم امسال حتما قبول میشه)
داشتم میگفتم وقتی با هم حرف زدیم متوجه شدم اون آدم سابق نیست اعتماد به نفسش پایین اومده داره زور میزنه تا بخونه اما اینطوری نمیتونه ادامه بده. اومدم یه سر به ساری گلین زدم دیدم یه دوست اینترنتی-اورمو عزیز- هم کامنت گذاشته و اون هم همین حرفا رو زده این شد که تصمیم گرفتم اینا رو بنویسم
دوست من
به پیروزی اطمینان داشته باش!!! اگر خودتو قبول نداشته باشی نباید انتظار داشته باشی که دیگران تو رو قبول کنند. اول خودتو قبول کن با تمام ضعف ها و قوت ها و فکر نکن بقیه از تو سر تر هستند نه!!! به خودت ایمان داشته باش. بخواه که باشی. قبل اینکه خودتو در معرض افکار دیگران قرار بدی اول بشین با خودت دو دو تا چهار تا کن خودتو بشناس. یادت هم باشه که ما با دیگرانیم نه برای دیگران. حرف دیگران نباید هیچ ارزشی برات داشته باشه بلکه این خودتی که باید به خودت ارزش بدی. خودتو تعریف کن تا دیگران تعریفت نکنند.
اگر میبینی راهی که قبلا رفتی اشتباه بوده و حالا داری دوباره همون راهو میری مطمئن باش که مقصد همان خواهد بود که بود. راهت رو عوض کن تا به مقصد و مقصود برسی. گاهی که تمرکز نداری و آرامش خاطر نداری کافیه یه کم اونو به حال خودش ول کنی میبینی خودش راهش رو میکشه و میره و تو هم آزاد میشی. درسته که آدم اگه دلیل مسائل اطرافشو بدونه راحتتر میتونه با اونا کنار بیاد اما خیلی وقتها نمیتونی واسه همه چیز دلیل پیدا کنی و باید همینجوری باهاشون کنار بیای
واسه آدما خیلی چیزها مهمه و دغدغه حساب میاد اما همیشه تو هر مقطعی یک موضوع براش اهمیت داره و اگر اون شخص نتونه اونو تشخیص بده و بقیه دغدغه هاشو موقتا کنار نزاره فرصت سوزی کرده و به هیچ کدام از دغدغه هاش نمیرسه. آدم لازمه که هدف داشته باشه و لازمتر اینه که هدفهاشو به صورت ریز به ریز بنویسه اون وقت ببینه تو لیست اهدافش کدوم یکی الان اولویت بالاتری داره و تمام تمرکزش رو بزاره روی اون هدف(اگه تا حالا این کار رو نکردی همین حالا اینکارو بکن ضرر نمیکنی).
یه کوزه گری بود که میرفت تعداد کوزه هاشو میشمرد و هی به خودش لعنت میفرستاد که چرا کوزه هاش کم اند دوباره بر میگشت از اول کوزه ها رو میشمرد و باز میدید چیزی اضافه نشده و این وضع هی تکرار میشد و هر بار اعتماد به نفس کوزه گر پائین می اومد و قابلیت هاشو زیر سوال میبرد. اگر این کوزه گر داستان ما به جای دوباره شمردن میرفت یک کوزه میساخت و دوباره میشمرد میدید که تعداد کوزه ها زیاد شده و اعتمادش به خودش و قابلیت هاش بالا میرفت و اینجوری میرفت و دوباره یکی دیگه میساخت باز هم بیشتر میشد. گاهی ما آدما هم اینجوری میشیم به جای اینکه کارمون رو انجام بدیم، مدام میشینیم و خودمون رو ارزیابی میکنیم. در هر حالی که اگر کار خودمون رو انجام بدیم خود به خود همه چیز درست میشه. یادمون باشه که هر چیزی اولش سخته و اگه قدم اول رو برداری(کوزه اول رو ساختی) دیگه خود به خود جلو میری
یادمون هم باشه جز خودمون کسی بهمون کمک نخواهد کرد و نباید انتظار کمک از دیگران رو داشته باشیم
از قدیم گفتن کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی
بیر ایگنه سیزه بیر چوالدوز دا اوزومه( یعنی یه سوزن به شما یه جوالدوز هم به خودم بزنم)
راستی یاد احمد و اسی افتادم امیدوارم اونا هم سال دیگه بچه ارشدی بشند
مگه میشه شعر خورشید آرزو رو با صدای همایون شجریان توی غربت و تنهایی بشنوی و دلت نگیره؟ مگه میشه دنبال سینه ای نگردی که سر به روی آن گذاری و های های گریه کنی بعضی چیزا رو نمیشه نوشت ولی میشه حس کرد.

بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست؟ عشق کدامست؟ غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با مَنَت
تو آسمان آبیِ آرام و روشنی
من چون کبوتری که پَرم در هوای تو
یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خنده های تو ام بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی گرم تر بتاب
شعر: فریدون مشیری
اجرا: همایون شجریان و گروه دستان
آلبوم: خورشید آرزو
پی نوشت ۱: مهدی خ، خدا بگم چیکارت کنه آدمو یاد اون چیزایی میندازی که نداره
۱۵ مهر، تولد سهراب سپهری هست اگر زندگینامه اش رو میخواهید مرور کنید توصیه میکنم یک فتحی عزیز را بخونید. اگر هم خواستید میتونید هشت کتاب سهراب رو از اینجا بگیرید.
دلم گرفته انگار دارم لای دو تا دیوار له میشم. آخه من چی کار کردم خدا؟
راست میگی همیشه سنت شکنی هزینه داره یادم نبود. اما چرا من؟
این شعر سهراب هم گویا وصف حال منه:
غمی غمناک
شب سردی است ، و من افسرده.
راه دوری است ، و پایی خسته.
تیرگی هست و چراغی مرده.
می کنم ، تنها، از جاده عبور:
دور ماندند ز من آدم ها.
سایه ای از سر دیوار گذشت ،
غمی افزود مرا بر غم ها.
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا با دل من
قصه ها ساز کند پنهانی.
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر ، سحر نزدیک است:
هردم این بانگ برآرم از دل :
وای ، این شب چقدر تاریک است!
خنده ای کو که به دل انگیزم؟
قطره ای کو که به دریا ریزم؟
صخره ای کو که بدان آویزم؟
مثل این است که شب نمناک است.
دیگران را هم غم هست به دل،
غم من ، لیک، غمی غمناک است.
پی نوشت۱: به چرایی این حالم جواب نمیدم لطفا نپرسید
دوستان با توجه به خواست شما کارنامه سراسری ارشد کامپیوترم رو هم میزارم رو ساری گلین.امیدوارم موفق و موید باشید
نا امید نشوید
اگر میبینید دور و بر شما کسانی هستند که ده ها ساعت میخوانند، نا امید و مایوس نشوید زیرا هر کسی ظرفیت خودش رو داره و ممکنه شما در ۳ ساعت همان کارایی ۱۰ ساعت طرف دیگر رو داشته باشید. بنابراین اینچیزا مهم نیست. سعی کنید خودتون رو با خودتون مقایسه کنید، نه دیگران
یکی از دوستان در نظرات نوشته بود که میخواهد برای آزاد بخونه و برای سراسری امیدی نداره!!!!!!
به نظرم ایشون از همون اول شکست رو قبول کرده و با این وضعیت روحی قبول شدنش سخته اما اگر اول به خودش بقبولونه که آقا اونهایی که ارشد قبول میشوند هم مثل خودش هستند و این ترس رو تو وجودش بکشه مسلما گام بسیار بلندی برای قبولی برداشته
یه جمله ای در فیلم “رستگاری از شاوشانگ” گفته شده که هیچ وقت از یاد نمیبرم اینجا مینویسم که شما هم فراموش نکنید:
Hope is a good thing, maybe the best of things and no good thing ever dies
[ترجمه] امید چیز خوبیه، شاید بهترینشون و هیچ چیز خوبی هرگز نمی میره
راستی دوستانی که امسال برای ارشد کامپیوتر میخونید: نری یه هو اول درسای سخت و بخونیا!!! باعث میشه زده بشی و کارت سخت بشه. بهتره اول از درسای عمومی و اونایی که بهشون علاقه دارید شروع کنید
خوب دیگه بریم سر اصل مطلب و این هم کارنامه ارشد دولتی من:
نکته : با این رتبه و درصد امسال نرم افزار و هوش کلیه دانشگاههای تهران روزانه و شبانه هیچ کدوم رو نیاوردم!!!!!!!!
- نمرات اکتسابی
| درصد |
نام درس
|
|
۵۸/۶۲
|
زبان عمومی وتخصصی /انگلیسی / |
|
۱۰/۵۲
|
ریاضیات |
|
۴۳/۰۵
|
دروس مشترک /ساختمان داده -نظریه زبان هاوماشی |
|
سفید
|
دروس تخصصی معماری کامپیوتر |
|
۲۳/۳۳
|
دروس تخصصی هوش مصنوعی |
|
۵۲/۶۳
|
دروس تخصصی نرم افزار |
|
۲-شماره داوطلب:
|
|
|
نام رشته امتحانی اول
|
|
|
|
۴-وضعیت داوطلب در هر گرایش :
|
| نتیجه در سهمیه آزاد |
آخرین رتبه مجاز در سهمیه
|
رتبه داوطلب بدون سهمیه
|
رتبه داوطلب در سهمیه
|
نمره کل
|
گرایش
|
|
مجاز
|
۷۹۹
|
۳۹۷
|
۳۹۴
|
۵۳۷۹
|
معماری۱
|
|
مجاز
|
۱۴۵۴
|
۲۳۵
|
۲۳۳
|
۵۷۰۴
|
هوش۲
|
|
مجاز
|
۱۸۶۸
|
۱۷۲
|
۱۷۱
|
۶۰۱۱
|
نرم افزار۳
|
|
مجاز
|
۴۹۳
|
۱۶۷
|
۱۶۶
|
۶۱۹۴
|
الگوریتم محاسبات۴
|
|
پی نوشت۱: دوست عزیزم مانشت(سیروان سابق) هم کارنامه مهندسی کامپیوتر و آی تی خودش رو تو بلاگش گذاشته میتونید اونا رو هم ببینید اینجا را کلیک کنید!
آخرين نظرات