اثر پروانه ای میگه که بال زدن یک پروانه اگر چه در محیط اطرافش تغییر خیلی کوچکی میگذارد اما ممکن است در نهایت در آن سوی دنیا باعث شود طوفانی از مسیر خود منحرف شود و یا شدت آن تغییر کند و یا حتی از وقوع آن در جاهایی جلوگیری کند و شاید هم باعث ایجاد یک طوفان!!!!. درست است که بال زدن پروانه باعث طوفان نیست اما جزء ضروری شرایط اولیه ای است که منجر به وقوع طوفان میشود
نظر شما چیست؟ آیا ممکن است؟ به هر حال این جمله در واقع داره بخشی از نظریه آشوب را به زبان ساده بیان میکنه من نمیخوام در مورد این نظریه صحبت کنم اما میخوام ربطش بدم به رفتار ما ایرانیا و نیز البته مسئله ترافیک
نمیدونم براتون پیش اومده که وقتی میخواهید از خیابون عبور کنید میبینید چراغ عابر پیاده قرمزه و میخواهید وایستید اما همراهتون شروع میکنه به مسخره کردن واینکه بابا قانون مدار و مقررات و از این حرفا دیگه دوستتون میخواد از خیابون عبور کنه و شما هم واستادید. میبینید که وقتی دوستتون از خیابون عبور میکنه برای لحظه ای مانع عبور ماشین مقابل میشه و بعد دوباره مانع ماشین های دیگه تا برسه اون ور خیابون. فکر کنم حالا منظورمو فهمیدیدن: آقا وقتی که تو از چراغ قرمز عبور میکنی در واقع داری ترافیک بزرگی در سطح شهر تهران ایجاد میکنی. هنوز نمیخوای قبول کنی؟ یه کوچولو دو دو تا چهار تا کنی میفهمی که ای یه کم حق با منه.
نتایج اخلاقی:
- اعمال هر کس هر چند کوچولو باشه در کل دنیا تاثیر میزاره
- کسی رو که وایستاده تا چراغ سبز بشه بعد رد شه رو مسخره نکن
- من همیشه وایمیستم که چراغ سبز بشه بعد رد شم اما نمیدونم چرا عصرا چراغهای چهارراه ولیعصر سبز نمیشند؟؟؟
راستی یه فیلمی هم هست دقیقا به همین نام فکر کنم یک و دو هم داره
سلام
یکی از خوانندگان بلاگم ازم خواسته بود که کارنامه دانشگاه آزاد رو براشون پیدا کنم که خوشبختانه یکی از دوستانم که علوم تحقیقات معماری کامپیوتر قبول شده بود کارنامه اش رو برام فرستاد
همین جا ازشون تشکر هم میکنم
راستی من سیستم بلاگم رو به وردپرس ۲٫۷ ارتقا دادم

کارنامه ارشد آزاد ۸۷ - علوم تحقیقات
توی این دنیا یاد گرفته ام که هیچ کی هیچ کاری رو بدون چشم داشت انجام نمیده. حالا اینکار کوچیک باشه یا بزرگ، طرف بابا ننه ات باشن یا دوستت، یار و شریک زندگی یا یه غریبه. هر کی به اندازه خودش، یکی انتظار داره واسه کارش پول بدی اون یکی میخواد سرت منت بزاره یکی دیگه انتظار داره ائل بشی و…
وقتی اینجوری نگاه میکنی میبینی حتی بابا مامانت هم که بزرگت کردن در ازای اون میخوان نمیدونم درس بخونی و دکتر بشی یا چه میدونم طبق نظر اونا زندگی کنی فلان جور لباس بپوشی و یا حتی زندگی آینده ات رو هم طبق نظر اونا بچینی یا دوستت انتظار داره همه کاراتو تعطیل کنی و به کار ایشون بپردازی چه اینکه بابا خودت کار داری بدبختی داری. به راستی چقدر انتظاراتمون از اطرافیانمون به جاست؟
تا چه حد این انتظارات زندگیتونو تحت تاثیر قرار داده؟
آیا حق داریم اونی باشیم که خودمون میخوایم؟
سلام چند وقتی است که ساری گلین دیر به دیر آپ میشه شرمنده خواننده ها هستم
خیلی از دوستان میبینم که دنبال تراز قبولی و تراز نفر آخر و… میگردند. نمیدانم چرا؟ اصلا چه کمکی میکنه؟ تا جایی که من میدونم شما میتونید بگید که من این درس رو فلان درصد میزنم و کمه و … اما نمیشه تراز رو محاسبه کرد و میگویند که تراز به کل آزمون وابسته است یعنی سختی و آسونی سوالات و حتی نتیجه ازمون بقیه هم در این تراز دخیل هست و بنابراین چیزی نیست که بگوییم دست داوطلب هست. بنابراین توصیه میکنم که دنبال تراز مراز نباشید و به جای آن فکرتون رو متمرکز کنید روی درسها و اونها رو پیش ببرید.
از حالا دقیقا دو ماه تا کنکور فرصت دارید. اگر مثل بچه ادم درس خوندید و طبق برنامه میرید جلو که هیچ فقط یک توصیه دارم اون هم اینکه از بهمن ماه تست بزنید. اونهم تست های جامع ، مثل خود کنکور وقت بگیرید و همه سوالات رو مثل جلسه آزمون یکجا جواب بدید و در آخر هم پاسخنامه رو تصحیح کرده و درصد هاتون رو محاسبه کنید و دنبال جوابهای اشتباهتون رو بگیرید و راه حل های درست را مطالعه کنید اما فراموش هم نکنید که اکثرا جوابهای تست ها در کتاب های چاپ شده(مثل کتاب بنفش مهندسی کامپیوتر) دارای غلط های چاپی میباشند. پس اگر زیاد غلط داشتید نا امید نشوید.
اگر هم شل و ول خونده اید که توصیه مینکم سریعا در حداکثر ۴۰ روز درسها رو جم و جور کنید و ۲۰ آخر رو تست بزنید.
تست زنی خیلی مهمه خیلی
اما اگر جزو کسانی هستید که تازه شروع کرده اید توصیه من اینه که تمرکز خود رو روی درسهایی که ضریب بیشتری دارند بگزارید مثلا در کنکور کامپیوتر دروس عمومی(ساختمان و نظریه و معماری و سیستم عامل و منطقی) ضریب ۴ دارند و درصد این درسها خیلی تعیین کننده است.
یک نکته مهمتر به نظر من اینه که مسئله مهم اینه که شما سعی خودتون رو بکنید بقیه اش با یکی دیگه. فقط آخر سر حسرت نخورید که اگر میخوندم فلان میشد و فلان.
اگر درس بخونیم و قبول نشیم خیلی بهتر از اینه که نخونیم و بشینیم خودمون رو سرزنش کنیم.
قضیه کوزه گر رو هم فراموش نکنیم
زنده را تا زنده است باید به فریادش رسید
ورنه بر سنگ مزارش آب پاشیدن چه سود ؟
زنده را تا زنده است قدرش بدان
ورنه بر روی مزارش کوزه گل چیدن چه سود ؟
این متن شعری بود که اولدوز برام فرستاده بود که بزارم رو ساری گلین و از اونجا که هم اولدوز برام عزیزه و هم مرتبط با پست عمران صلاحی قبول کردم.
میخواهم در مورد عمران بنویسم عمران صلاحی، شاعر و نویسنده طنزپرداز معاصری که بعد مردنش شناختمش. ما ایرانی ها اصولا استاد مرده پرستی هستیم و تا کسی زنده است قدر داشته هایمان را نمیدانیم.مرگ عمران را تو یولداش خواندم. یولداش برایمان از عمران نوشت فهمیدم همزبان هم بودیم شعر های ترکی هم گفته در دو کتاب شعر “آینا کیمی” و”پنجره دن داش گلیر” گرداوری شده ولی من نتوستم تو خیابان انقلاب تهران که مرکز کتاب ایران هستم اینها رو پیدا کنم. عوضش گزینه اشعار طنزآمیزش را خریدم. شعرهای جالبی داشت. یکی از این شعر ها رو اینجا تایپ میکنم:
مثل تصویر
بر لب جوی فراموشی تو
بوته ای می روید
من تو را
مثل ذرات هوا می خواهم
کوه در حسرت یک جرعه طنین
من تو را مثل صدا، مثل صدا میخواهم
تو به من نزدیکی
مثل خورشید به گل
مثل تصویر به آب
مثل آواز قدمهای دو همراه به پل
با حضور تو نمی ترسم ازین تاریکی
با تو از خلقتم آگاه شدم
با تو فهمیدم انسان هستم
من تو را مثل خدا می خواهم
بگذار
راحت و ساده بگویم، یارا
من تو را میخواهم
عمران صلاحی – تهران ۴/۱۰/۶۴
راستی عمرانی رو میشناسید که بعد از مرگش شناخته خواهد شد؟
آخرين نظرات