بایگانی

بایگانی ژانویه

ترافیک را چه به باران؟

۵ بهمن ۱۳۸۸ ۶ دیدگاه

چند روزی هست که احساس میکنم مدت زمان وقتم که هر روز تو ترافیک تلف میشه بیشتر شده. قبلا برای رفتن به سر کار ۱ ساعت تو ترافیک بودم و برگشت هم همینطور یعنی ۲ ساعت از روزم رو تو ترافیک تلف میکنم اما چند روزه که ۳ ساعت هم بیشتر شده. میگن روزهای یکشنبه ترافیک تهران سنگین تره حالا چرا نمیدونم…..

امروز هم که بارون بارید خدا شکر هوا عالی بود اما بعد از یکسال ونیم زندگی تو تهران هنوز نفهمیدم چرا وقتی دو قطره بارون میاد چرا ترافیک وحشتناک میشه. چه دخلی داره؟ مگه جایی سیل جاری میشه؟ لغزندگی و اینها هم فکر نمیکنم تاثیر داشته باشه!!!! ترافیک وحشتناک یعنی قفل شدن تمام مسیرها آن هم به یکباره

اگر ایده ای دارید بگید…..

راستی من از وقتهایی که تو ترافیک تلف میشه برای مرور جی برگهام استفاده میکنم یا صبح ها تو اوتوبوس میخوابم.

اوموت(Umut)

۲۲ دی ۱۳۸۸ ۸ دیدگاه

umutدیشب دیدن فیلمی ترکی را شروع کردم  اما دیشب نتواستم تمامش کنم اما حالا که مینویسم دیدنش را به شما هم توصیه میکنم.

سراسر احساس بود و اشکم را سرازیر کرد. ییلماز از سفری دور برمیگردد و بر بالین سونا همسر بیمارش حاضر میشود. سونا قادر به حرکت اعضای بدنش نیست. ییلماز او را به حمام میبرد و کاسه کاسه آب میریزد و با عشق انگار او را غسل میدهد. سونا نیمه شب در حالی که سعی میکند دست ییلماز را بگیرد، او را تنها میگذارد. در صحنه ای که ییلماز سونا را به خاک می سپارد تا زین پس آرامگه او باشد نمیتوانی اشک نریزی! شاید هم من زیادی احساساتی شده باشم اما اگر عاشقی……
امیدوارم در زندگی آن را صحنه را نبینم… هرگز
خدایا جان من را قبل نگارم بگیر
اما درام فیلم بعد از ترک سونا شروع میشود.
اوموت(به زبان ترکی یعنی امید) نام پسر ییلماز هست. وقتی اوموت از هوش میرود متوجه میشوند بیماری خونی دارد و باید پیوند مغز استخوان انجام گیرد اما از نظر پزشکی نه ییلماز و نه اطرافیان ییلماز کسی نمیتواند به او مغز استخوان بدهد. کلی فرم و تو نوبت وایستادن تا کسی پیدا شود که…….
اما ییلماز میشنود که میتوان شخصی را پیدا کرد که در ازای ۴۰۰ هزار یورو خارج از نوبت پیوند مغز استخوان انجام گیرد اما ییلماز این پول را ندارد.
در آن سوی شهر فردی زندگی میکند که هر چه خواسته بدست آورده و اگر از کسی چیزی خواسته و او نداده جانش را  گرفته اما حالا نمیداند چگونه جان پسرش را از عزرائیل بگیرد. پسرش در تخت خوابیده اما برای زندگی………..
یکی پول دارد و نمیتواند جان پسرش را نجات دهد آن یکی ندارد و او هم نمیتواند نجات دهد.
آسلان اوغلو از ییلماز خواسته ای دارد. او حاضر است تمام مخارج و هزینه های درمان اوموت را بپردازد و حتی او را وارث خود اعلام کند اما در عوض ییلماز یکی از اعضای بدنش را به پسر او بدهد.
سکانسهای رویارویی این دو پدر دیدنی است. هر دو محتاجند یکی در نداری و آن یکی در غنا.
ییلماز وقتی میشوند برای درمان پسر خودش و پسر او باید مهمترین عضو بدنش یعنی قلبش را بدهد، دنیا در چشمش تار میگردد. قلب او و مرگش میتواند به دو فرد دیگر زندگی بخشد.
ییلماز باید تصمیم بگیرد….
ییلماز در تردید هست. از طرفی متوجه میشود دختری همنام نگار من عاشقش هست.
اما با همه این احوال میخواهد زندگی اش را برای زندگی فرزندش تقدیم کند.
شاید من و شما هم بگوییم من هم بودم همین کار را میکردم. اما در مقام حرف خیلی آسان است اما در عمل چی؟
کارگردان فیلم به خوبی از همه تمامی عناصر عشق استفاده کرده است.
عشق به یار
عشق به فرزند
در این فیلم پیرمردی را نشان میدهد که تصمیم به خودکشی گرفته است. چون در ایام پیری فرزندانش او را رها کرده اند و او بی کس است.
زمانی که در هتل آپارتمانی که زندگی میکند میخواهد خودش را دار بزند در اتاق زده میشود. پیرزنی با دو حلقه وارد میشود….
سر انجام ییلماز در کنار سونا خاک را ارامگه خود قرار میدهد تا اوموت طعم زندگی را بچشد.
ایا همان قدر که پدر و مادر ها عاشق ما هستند ما نیز انها را دوست داریم؟ آیا حاضریم برای پدرمان قلبمان را بدهیم؟ برای فرزندمان چی؟
انتخابهای سختی است و خدا در این سختی ما را می آزماید.

حاجی واشنگتن!!!

۱۸ دی ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

الان فیلم حاجی واشنگتنن ساخته علی حاتمی را دیدم. علی حاتمی را به دیالوگهایش میشناسم. در همه فیلم هایش دیالوگهایش به کل فیلم می ارزد. سوته دلان را دیده اید؟ مادر؟ تو همه اینها دیالوگها نقش اول فیلم هستند. البته تو فیلم سوته دلان نباید از بازی فوق العاده بهروز وثوقی بگذریم.
چند تا از دیالوگهای حاجی واشنگتن را برایتان نقل میکنم:

  • حقیقتا ما تمدنی کهن داریم یا کهنه!!!
  • پدر سوخته آمریکایی نامه سفارت عثمانی رو آورده اینجا
  • ای باد سلام من رسان به یار
    حاجی بابا منم دلم تنگه
    بی انصاف سفر هم به این طول و درازی میشه آخه؟
    ته دنیا یک سال آزگار
    یه چادر شب، کاغذ سیا کردم
    یه تشت اشک ریختم
    کی از این سفر به سلامت میایی نا مسلمون؟
  • نفوس که نباشد، نباشد
    قبله عالم که باشد نفوس هم پیدا میشود
    همه عالم فدای یک تار موی قبله عالم
    از بخت ما یک جاسوس نیست این همه جانثاری را به عرض برساند
    ما عاقبت به خیر شیم آخر عمری
  • گربه هم باشی گربه دربار
  • مردم نان شب ندارند شراب از فرانسه میاورند، قحطی است
  • باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است و سیل و زلزله از معصیت مردم
  • میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی
  • ملیجک در گلدان نقره میشاشد
  • گدایی که خودش شغلی است
  • حاجی به شوق کدام کعبه قربان کردی؟
  • دنیا محل عبرت است، رفتن همه، ما هم میرویم

شروعی دوباره….

۱۱ دی ۱۳۸۸ ۱ دیدگاه

امروز اولین روز سال جدید میلادی هست. اکثر اوقات افراد به دنبال بهانه هایی هستند که دوباره از نو شروع کنند. مثلا میگویند از اول هفته دیگر یا اول ماه دیگر و … . همیشه دوست داریم کار را از اول پی بگیریم. آیا این خوب است یا بد؟ به نظرم از این جهت که ممکن است فردا به پس فردا و این ماه به ماه دیگر حتی به سال دیگر موکول بشه بد هست به قولی امروز همان فردای دیروز بود!!!!
اما از جهتی هم خوب است چون فرصتی است تا دوباره به اهداف و خواسته هایمان فکر کنیم. هر چند وقت یکبار لازم است بنشینیم و با خود بگوییم چه میخواهیم و چه برایش کرده ایم؟ اگر با همان روال قبلی ادامه دهیم آیا به اهداف خود نزدیک خواهیم شد؟ ادامه ی نوشته

چطور در لینوکس مینت بسته ها را نصب کنیم؟

۱۱ دی ۱۳۸۸ ۵ دیدگاه

NTLMPS
سلام
در این پست میخوام در مورد اینکه چطور به اینترنت وصل شده و بسته های برنامه ها را نصب کرد، تجربیات خودم را بیان کنم. راستش من تو خوابگاه، دانشگاه، محل کار هر جا میخوام از اینترنت استفاده کنم باید از یک پروکسی بگذرم. در لینوکس مینت قسمتی وجود دارد به نام Network Proxy یعنی اگر در منو این عبارت را وارد کنید و برنامه را اجرا کنید چنین تصویری خواهید دید.
Network Proxy in mint8 helena
قاعدتا وقتی آدرس پروکسی را در این برنامه وارد کنیم و تغییرات را اعمال کنیم باید بتوانیم به سادگی به اینترنت وصل شویم(البته بدون تنظیم مرورگر) اما نمیدانم چرا این چنین نیست. یعنی مینت مشکل داره و نمیتونه از پروکسی ها بگذره دلیلش هم اینه که ظاهرا نمیتونه مسئله احراز هویت(Authentication) و گرفتن یوزر پسورد رو مدیریت کند. برای همین چاره کار این است که خودمان یک پروکسی سرور لوکال برای خودمان نصب کنیم و همانند عکس بالا پروکسی شبکه را روی آی پی لوکال خودمان (۱۲۷٫۰٫۰٫۱ ) تنظیم کنیم. ادامه ی نوشته