سیگار
چند روز پیش تو تلویزیون ایران شنیدم که روزانه در ایران ۱۰ میلیارد تومان صرف خرید سیگار میشود و ۱۰ میلیارد تومان هم صرف درمان بیماری های ناشی از سیگار
چرا؟
با این ۲۰ میلیارد تومان(هزینه مستقیم) و هزینه های غیر مستقیم(مانند کاهش عمر خود فرد و اطرافیان) چه کارهایی میشه انجام داد؟
تو خوابگاه که بودیم از هر اتاق ۴ نفره حداقل ۳ نفر تو دانشگاه سیگاری میشدند. به نظرم یکی از این دلایل برداشته شدن یکباره کنترل خانواده بر روی فرزندان میباشد. پسرا دوست دارند احساس بزرگ شدن بکنند (چیزی که خانواده ها ناخودآگاه اجازه نمیدهند) یکی از چیزهایی هم که مخصوص بزرگترهاست سیگاره. آخه با وضع قانونهایی مثل فروش سیگار برای بچه های زیر ۱۸ سال ممنوع و … این فکر بیشتر القا میشه. بنابراین پسر مورد بحث ما میخواد با کشیدن سیگار بزرگ شدنشو به رخ همه بکشه غافل از اینکه…. نقش دوستان سیگاری خیلی خیلی مهمه معمولا کسانی که تازه سیگاری شده اند تنها سیگار نمیکشند و معمولا با یه دوست سیگار میکشند. اولش هم همه تفننی شروع میکنند بلا استثنا. همه هم میدانند که ضرر دارد اما….
تو اتاق ما سیگار ممنوع بود. دلیلش هم اصرار من و پذیرفتن سایر اعضا بود و هر کی میخواست سیگار بکشه بالکن یا بیرون از اتاق و من حق خودم میدانستم که در فضایی که هستم هوای تمیز استنشاق کنم و خوشبختانه هم اتاقیام هم رعایت میکردند(البته اتاق ما به دلیل همین سیاست سیگار ستیزی تعداد سیگاریهاش کمتر بود).
بابا بزرگ من خیلی سیگار میکشید و آخر سر هم به دلیل بیماری های تنفسی و ریوی ناشی از سیگار از دنیا رفت. درست روز بعد از کنکور سراسری کارشناسی در ۸۲ بیماری آقا(ما به بابابزرگ پدر آقا میگفتیم) اوت(!) کرد روز بعد من با عموم آقا رو از این دکتر به اون دکتر و آزمایش و کلی عکس و … خلاصه وقتی عکس ریه هاشو دکتر دید گفت چرا یکی از ریه ها نیست!!!؟ چون پوسیده بود. آقا نمیتونست خوب نفس بکشه و اکسیژن هم به مغز نمیرسید و … کم کم اختلال هواس و …. بعد از حدود ۷ ماه خوابیدن تو بستر تو ۷۰ سالگی ما رو تنها گذاشت. از اون طرف آقاجون(پدر بزرگ مادری ام)یکسال بزرگتر از آقا بود و کار میکنه و سیگاری هم نیست و الان هم که ۷۶ سالشه نه تنها از کار نیافتاده بلکه سر زمین کار میکنه و میره بازار و خرید و فروش میکنه. اینها داستان نیست و واقعیته.
بعد یه مدت دیگه سیگار حالت روانی به خود میگیره و طرف شرطی میشه به کشیدن سیگار مثل بابای خودم. خودش خیلی میخواد نکشه اما دست خودش نیس. اگر سیگاری هستین نزارید کار به اینجا بکشه.
یادم رفت بگم تبلیغات کمپانی های سیگار هم در گرایش به سیگار در بین جوانان تاثیر داره. مثلا تو فیلم ها هر چی قهرمان فیلم و روشنفکر و نقش اول فیلم هست با تریپ با کلاسی سیگار برگ خود رو روشن میکنه یا با فندک خودش سیگار طرف دیگه رو روشن میکنه و….
این وسط کمپانی سیگار سود میکنه اما من و تو همیشه تو این بازیا بازنده ایم.
دولت ما هم خودش داره سیگار با لیسانس دیگر شرکتها تولید میکنه و تو هر نخش کلی گیرش میاد. انتظار هم نیست که یکباره همه کارخونه هاشو جمع کنه اما من به عنوان شهروند انتظار دارم سیستم آموزشی ما و مدرسه و معلم ها با آموزش صحیح از پایین اومدن سن اعتیاد به سیگار و مواد مخدر جلوگیری کنه.
میخوام اعتراف کنم که خودم هم گاهی اوقات(هفته ای یا ده روزی یک بار) قلیون میکشم میدونم اونم ضرر داره و بدتر از سیگار ولی چون اعتیاد نمیاره(دلیلش هم اینه که درست کردنش مثل روشن کردن سیگار سریع و بی دردسر نیست). من ۱۵روزی میشه که قهوه خونه نرفتم و نمیخوام هم برم.
قهوه خونه رفتن هم حکایتی داره و مجالی نیست بگم اما چون جای دیگه ای واسه رفتن نیست جوانها میرند اونجا.
پست فوق العاده ای بود! :
تمام عواملی که با دقت موشکافی کردی مؤثرن! منم فک می کنم مشکل اصلی، خونواده ها باشن که با نداشتن درک درستی از وضعیت روحی بچه هاشون زمینه ی این گرایش رو به وجود میارن!
نظر شخصی خودم: تمام عوامل محیطی + کوتاهی خود فرد –> گرایش به سیگار!
به هر حال نمی تونم کسی که سیگاری می شه رو تبرئه کنم …
salam
moshekele cpu bala daram
chi kar konam moshkel hal beshe ?
nemitunam halesh konam ?
کاظمی عزیز
لطفا در انجمن وردپرس فارسی به آدرس
http://forum.wp-persian.com
مطرح کنید
من خودم هم با این مشکل مواجه بودم اما نتوانستم کاری بکنم. اما احتمالا مشکل از سرور شما باشد.
منم از این که دوستام سیگار می کشن اصلا خوشحال نیستم ، اصلا
همشون یه کوفت هستن ، بی خیالش
راجب قلیون هم ، مهندس خودتو گول نزن دیگه
مهدی عزیز حق با تو هست
همش یه کوفته
برا همینم دیگه سراغش نرفتم
۲۰ روز شده
آخرین بار با هم رفتیم قهوه خونه؟
من که سیگار نمی کشم ۷۰ سال عمر نمی کنم ، خدا رحمتش کنه آقا جونتون رو ، به قبرش نور بباره
سیگار هم عالمی داره واسه خودش ، مهدی بیا با هم معتاد شیم ، یک حالی می ده
در هر صورت این شکلک هاتو هم ندادی به من!! یادت باشه
به محمد تنهایی:
“مهدی بیا با هم معتاد شیم”
مگه من شما رو نبینم، ۷۰ سال که سهله، ۲۳ سالشم …
شما کی باشین ؟
مهدی رفیق منه بعد اون وقت شما چه کاره این ؟
مهدی این خانم چی داره می گه ؟
یعنی چی از مهدی دفاع می کنین ؟
مهدی از دست این خانم ها بیا کراک بکشیم ، می گن ۳ سوته می شه
تازه تو که به آخر خط رسیدی یه خورده صبر کنی بهت می رسم با هم معتاد می شیم
خانم مریم شما هم بیاین معتاد شین بره ، راحت می شی ، جدی می گم ، می ریم تو فضا ، فضا نوردی دوست ندارین ؟
فقط یه بار امتحان کنید!!!
نشانی : طرشت ۳ بلوک ۱
به محمد تنهایی:
چه می کنه این شریف!!!!
به محمد تنهایی:
راستیییی مگه من دستم به شما نرسه!!!
عمراً دست شما خانم ها به مرد هایی مثل ما نمی رسخ
چار پایه یا پله واسه همچین وقتایی اختراع شده! می کشمتون