شهر هرت
اولش داشتم در مورد یکی از کلاسهامون مینوشتم که این سرعت پایین اینترنت و هنگ کردن فایرفاکس دست به دست هم دادند تا نوشته مفید من بپره و شما هم از فیضش محروم بشید گفتم چیکار کنم که دیدم دوستی برایم ایمیلی فرستاده و متنش به صورت زیر بود. خیلی خوشم اومد شاید حرفهای دل منم بود برا همین اینجا گذاشتم تا شما هم بخونید شاید حرف دل شما هم باشد. من چند بند بهش اضافه کردم و اونا رو اول از همه مینویسم.
بندهای من:
شهر هرت جایی است که هیچ کی نتونه زبان مادریشو یاد بگیره
شهر هرت جایی است که به خاطر اعتقاد یا عدم اعتقاد به دینی خاص از حقوق اولیه ات محروم بشی
شهر هرت جایی است که تعهد جای تخصص رو بگیره
شهر هرت جایی است که آدمای مرده زنده باشند
شهر هرت جایی است که جون هیچ کی ارزش نداره
شهر هرت جایی است که هر چی کار کنی باز فقیر میشی
شهر هرت جایی است که تو یه خونه تکه ای گوشت پیدا نمیشه اما تو اون یکی خونه سگش گوشت بریان میخوره
——–
شهر هرت جایی است که توی فرودگاه برادر و پدرتو می تونی ببوسی اما همسرتو نه…
شهر هرت جایی است که مردم سوار تاکسی می شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسیشونو در بیارن
شهر هرت جایی است که رنگهای رنگین کمان مکروه اند و رنگ سیاه مستحب
شهر هرت جایی است که اول ازدواج می کنند بعد همدیگه رو می شناسن
شهر هرت جایی است که همه بَدَن مگر اینکه خلافش ثابت بشه
شهر هرت جایی است که دوستت بعد از شنیدن حرفات بهت می گه: دوباره لاف زدی؟؟
شهر هرت جایی است که بهشتش زیر پای مادرانی است که حقی از زندگی و فرزند و همسر ندارند
شهر هرت جایی است که درختا علل اصلی ترافیک اند و بریده می شوند تا ماشینها راحت تر برانند
شهر هرت جایی است که کودکان زاده می شوند تا عقده های پدرها و مادرهاشان را درمان کنند
شهر هرت جایی است که شوهر ها انگشتر الماس برای زنانشان می خرند اما حوصله ۵ دقیقه قدم زدن را با همسران ندارند
شهر هرت جایی است که همه با هم مساویند و بعضی ها مساوی تر
شهر هرت جایی است که برای مریض شدن و پیش دکتر رفتن حتماْ باید پارتی داشت
شهر هرت جایی است که با میلیاردها پول بعد از ماهها فقط می توان برای مردم مصیبت دیده چند چادر برپا کرد
شهر هرت جایی است که خنده عقل را زائل می کند
شهر هرت جایی است که زن باید گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش می گن مروارید در صدف
شهر هرت جایی است که ۳۳ بچه کشته می شن و مامورای امنیت شهر می گن: به ما چه. مادر پدرا می خواستند مواظب بچه هاشون باشند
شهر هرت جاییه که نصف مردمش زیر خط فقرن اما سریالای تلویزیونیشو توی کاخها می سازن
شهر هرت جایی است که ۲ سال باید بری سربازی تا بلیط پاره کردن یاد بگیری
شهر هرت جاییه که موسیقی حرام است حرام
شهر هرت جایی است که گریه محترم و خنده محکومه
شهر هرت جایی است که وطن هرگز مفهومی نداره و باعث ننگه
شهر هرت جایی است که هرگز آنچه را بلدی نباید به دیگری بیاموزی
شهر هرت جایی است که همه شغلها پست و بی ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار
شهر هرت جایی است که وقتی می ری مدرسه کیفتو می گردن مبادا آینه داشته باشی
شهر هرت جایی است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و … است
شهر هرت جایی است که وقتی از دختر می پرسن می خوای با این آقا زندگی کنی می گه: نمی دونم هر چی بابام بگه
شهر هرت جایی است که وقتی می خوای ازدواج کنی ۵۰۰ نفر رو دعوت می کنی و شام می دی تا برن و از بدی و زشتی و نفهمی و بی کلاسی تو کلی حرف بزنن
شهر هرت جایی است که هرگز نمی شه تو پشت بومش رفت مگر اینکه از یک طرفش بیفتی..
شهر هرت جایی است که …….
شهر هرت به وسعت یه کشوره و اسمش ایرانه …
شهر هرت جایی است که وزیرش میگه دکترا دارم ولی بعدش معلوم میشه لیسانسم نداشته
شهر هرت تهرانه!
شهر هرت تربیت مدرسه!!
شهر هرت جاییه که روی نفت راه می ری اما توی لجن زندگی می کنی



شهر هرت جایی که بعد از چندین و چند سال که از جنگش بگذره
جای گلوله و ترکش و خمپاره روی دیوارهاش باشه و هنوز بودجه ای برای باز سازی و احیای دوباره اون شهر نیست
شهر هرت اما چه صاحبایی میتونه داشته باشه؟
جواب:
ساکنان این شهر هرت ، ما هستیم ، این از بد شانسیه؟ نه ! این از بی خیالی ماست ، فقط بلدیم ناله کنیم ، همین !
یکی بگه درمانش چیه؟ رفتن از اینجا؟ واااای اینم که می شه پاک کردن صورت مسئله
پس یکی بگه درمانش چیه؟؟؟؟
درمانش رفتنه، یه هجرت؛ اما، یه هجرت به خودمون …