خانه > بغض های خیس من > بانک پیشرو در ارائه خدمات نوین بانکی

بانک پیشرو در ارائه خدمات نوین بانکی

امروز رفته بودم بانک صادرات چکی رو نقد کنم گفتم یه پرینتی از حساب پس انداز سپهرم رو هم روی دفترچه چاپ کنیم ببینم پولی که چهار ماه براش کار کرده بودم رو چه جوری تو یه ماه خرج کردم!!!!! کارمند بانک وقتی پرینت کرد متوجه شدم هرچی از کارت خوان های مغازه ها خرید کرده ام رو یه جا پرینت کرده. یعنی اگر ۱ میلیون خرید کرده بودم تو یه ردیف نوشته یه میلیون بدهکار شده همین.
گفتم بیام تو اینترنت تو سایتش ثبت نام کنم صورت حساب ریز رو ببینم. اومدم ثبت نام کنم، فرم رو که پر کردم با این پیغام مواجه شدم:

کاربر محترم ،

لطفا نام و نام خوانوادگی و مشخصات حساب خود را در صفحه ورود به سیستم به دقت وارد نمایید.
چنانچه از صحت اطلاعات وارد شده اطمینان دارید ، اطلاعات حساب شما ، هنوز در سیستم جهت مشاهده شما عملیاتی نشده است.
خواهشمند است مجددا تلاش نمایید.

با تشکر.

حالا یه نفر برای من اینو ترجمه کنه. آیا ثبت نام من درست انجام شده یا موقع ارسال فرم اشکالی پیش امده؟ اگر درست انجام شده چرا پیغامی مبنی بر انجام موفق دیده نمیشود؟ اگر اطلاعات در دست بررسی توسط اپراتورهای سایت است پس جمله اخر که میگه مجددا تلاش کنید دیگه چه صیغه ایه؟
کلا حکایت بانک های ما و بانکداری الکترونیکی حکایتی غریبی است نازنین.
بعد از اینکه تابستون عقد کردیم گفتم بریم دنبال این وام ازدواج بلکه بتونیم باهاش یه سوراخ سمبه ای از مخارج رو پر کنیم. خلاصه رفتیم تو سایت بانک مرکزی ثبت نام کردیم و طق شرایط بانک مرکزی بابام که حساب جاری تو اون شعبه مد نظر ما داشت میتونست ضامن بشه تا رفتیم و کلی مدارک کپی کن و ….. رییس بانک گفت بخشنامه اومده به غیر از کارمند ضامن قبول نکنید. چرا آخه؟ چون بعضی ها سر موید قسط رو نمیدن و …. حالا یکی نیست بگه فلانی هزار و خورده ای میلیارد تومن وام میگیره اما پس نمیده کسی دنبال ضامن هاش نیست اما برای دو میلیون ناقابل که ماهی ۵۰ تومن هم قسطش هست باید پیش یه نفر دیگه منت کشی کنی!
خلاصه اون سری ثبت نام بدلیل نداشتن ضامن پرید. دوباره ثبت نام کردیم و ضامن هم پیدا کردیم حالا رفتیم یه شعبه دیگه که رییس تسهیلات اونجا چنان کفری ازم درآورد که پشیمان شدم از درخواست وام. همه مدارک را آماده کردیم و کلی فرم های مزخرف پر کردیم آخرش وقتی همه مدارک رو ۵ فروردین بردیم پیشش میگه ببرین بعد ۱۴ ام بیارید. چنان برخوردی با آدم میکنند انگار از جیب خودشون میخوان وامه رو بدن. هنوزم که هنوز خبری از وامه نیست و فکر نمیکنم بدردمان هم بخوره خلاصه روزگار غریبی است نازنین

:worried: :whistling: :tongue: :tired: :thinking: :straightface: :smug: :sleepy: :sleep: :sick: :shocked: :shhh: :shaking: :scaring: :sad: :rolling_eyes: :request: :raised_eyebrow: :praying: :not_talking: :nerd: :lying: :love: :lol_2: :lol: :kiss: :just_joking: :hug: :happy: :hand_over: :grin: :flower: :finger_ear: :eyelashes: :embarrassed: :drooling: :dont_know: :devil: :cry: :crazy: :cool: :confused: :coffee: :clown: :bye: :broken_heart: :birthday: :applause: :angry_2: :angry: :angel: :?: