بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘فارست گامپ’

آیا انتظار برای مرگ آسان است؟

۲۱ تیر ۱۳۸۹ ۷ دیدگاه

این دو روز که در تعطیلات اجباری بودیم یا به قول بعضیها توفیق اجباری بود. فرصتی دست داد تا دو فیلم تماشا کنم. فیلم اول فارست گامپ بود که توصیه میکنم از دست ندید.
فیلم دوم اما فیلمی بود که دوباره مرا مشوش کرد. سوالهایی برایم مطرح کرد که دوست دارم جوابی برای انها پیدا کنم. این فیلم اسمش هست تو جک را نمیشناسی. بهتر است اول سری به وبلاگ یک پزشک بزنید و این مطلب مرتبط در مورد این فیلم رو بخونید. از این جمله آن نوشته استفاده میکنم برای شروع:
این بیماران، واقعاً به ته خط رسیده‌بودند. بازگشت و معجزه‌ای برایشان متصور نبود، هر نفسشان باعث عذابشان بود، و مهم‌تر آن‌که توان جنگیدن بیشتر را در خود نمی‌دیدند.
سوال: اگر تو جای جک بودی حاضر بودی این کار را بکنی؟ آیا حاضر بودی به آنها در مرگ خودخواسته کمک کنی؟ آیا اساسا مرگ خودخواسته را برای چنین بیمارانی یک حق میدانی یا همانگونه در دین اسلام آمده آن را یک گناه تلقی کرده و ناحق میدانی؟ اصلا چرا خودکشی گناه بزرگی است؟
من فکر میکنم این منع در اسلام برای بیمارانی همانند نوجوانی که مبتلا به افسردگی بوده و از دکتر کووارکیان تقاضای کمک میکرده تا به زندگی خود خاتمه دهد، بوده و هست و اسلام نقطه مقابل این دیدگاه نوجوان که همان ناامیدی بود ایستاده است. البته دکتر کووارکیان این موارد را رد میکند و به آنها در مرگ خودخواسته کمک نمیکند. اما در مورد افراد دیگری که جملات ابتدایی بحثم بیانگر حال آنها است اسلام چه نظری دارد؟
در این فیلم که بازی آل پاچینو آن را به فیلمی باارزش تبدیل کرده است نشان میدهد که دکتر کووارکیان سعی میکند به دنیا مفهومی را معرفی کند که بیمار بتواند تقاضای سرویس پزشکی را نماید که به او در مرگ خودخواسته در رهایی از عذاب و رنج کمک بشه و این سرویس قانونی باشه.
چند جمله از دیالوگهای فیلم که به نظرم ارزش خواندن رو دارند اینجا نقل میکنم:

- شما در مقابل اینکه مردم میگن “دکتر کورکیان تو نقش خدا رو بازی میکنی” چه چیزی برای گفتن دارین؟
- من به اونا میگم، “خوب که چی؟” وقتی یه دکتر به شما قرص میده .اون داره نقش خدا رو بازی میکنه. .چون به طبیعت باطنی شما دست برده. .همه دکتر ها باور دارن خدا هستن. نباید اینطور باشه، اما هستن.

دسته هافيلم