اوموت(Umut)
دیشب دیدن فیلمی ترکی را شروع کردم اما دیشب نتواستم تمامش کنم اما حالا که مینویسم دیدنش را به شما هم توصیه میکنم.
سراسر احساس بود و اشکم را سرازیر کرد. ییلماز از سفری دور برمیگردد و بر بالین سونا همسر بیمارش حاضر میشود. سونا قادر به حرکت اعضای بدنش نیست. ییلماز او را به حمام میبرد و کاسه کاسه آب میریزد و با عشق انگار او را غسل میدهد. سونا نیمه شب در حالی که سعی میکند دست ییلماز را بگیرد، او را تنها میگذارد. در صحنه ای که ییلماز سونا را به خاک می سپارد تا زین پس آرامگه او باشد نمیتوانی اشک نریزی! شاید هم من زیادی احساساتی شده باشم اما اگر عاشقی……
امیدوارم در زندگی آن را صحنه را نبینم… هرگز
خدایا جان من را قبل نگارم بگیر
اما درام فیلم بعد از ترک سونا شروع میشود.
اوموت(به زبان ترکی یعنی امید) نام پسر ییلماز هست. وقتی اوموت از هوش میرود متوجه میشوند بیماری خونی دارد و باید پیوند مغز استخوان انجام گیرد اما از نظر پزشکی نه ییلماز و نه اطرافیان ییلماز کسی نمیتواند به او مغز استخوان بدهد. کلی فرم و تو نوبت وایستادن تا کسی پیدا شود که…….
اما ییلماز میشنود که میتوان شخصی را پیدا کرد که در ازای ۴۰۰ هزار یورو خارج از نوبت پیوند مغز استخوان انجام گیرد اما ییلماز این پول را ندارد.
در آن سوی شهر فردی زندگی میکند که هر چه خواسته بدست آورده و اگر از کسی چیزی خواسته و او نداده جانش را گرفته اما حالا نمیداند چگونه جان پسرش را از عزرائیل بگیرد. پسرش در تخت خوابیده اما برای زندگی………..
یکی پول دارد و نمیتواند جان پسرش را نجات دهد آن یکی ندارد و او هم نمیتواند نجات دهد.
آسلان اوغلو از ییلماز خواسته ای دارد. او حاضر است تمام مخارج و هزینه های درمان اوموت را بپردازد و حتی او را وارث خود اعلام کند اما در عوض ییلماز یکی از اعضای بدنش را به پسر او بدهد.
سکانسهای رویارویی این دو پدر دیدنی است. هر دو محتاجند یکی در نداری و آن یکی در غنا.
ییلماز وقتی میشوند برای درمان پسر خودش و پسر او باید مهمترین عضو بدنش یعنی قلبش را بدهد، دنیا در چشمش تار میگردد. قلب او و مرگش میتواند به دو فرد دیگر زندگی بخشد.
ییلماز باید تصمیم بگیرد….
ییلماز در تردید هست. از طرفی متوجه میشود دختری همنام نگار من عاشقش هست.
اما با همه این احوال میخواهد زندگی اش را برای زندگی فرزندش تقدیم کند.
شاید من و شما هم بگوییم من هم بودم همین کار را میکردم. اما در مقام حرف خیلی آسان است اما در عمل چی؟
کارگردان فیلم به خوبی از همه تمامی عناصر عشق استفاده کرده است.
عشق به یار
عشق به فرزند
در این فیلم پیرمردی را نشان میدهد که تصمیم به خودکشی گرفته است. چون در ایام پیری فرزندانش او را رها کرده اند و او بی کس است.
زمانی که در هتل آپارتمانی که زندگی میکند میخواهد خودش را دار بزند در اتاق زده میشود. پیرزنی با دو حلقه وارد میشود….
سر انجام ییلماز در کنار سونا خاک را ارامگه خود قرار میدهد تا اوموت طعم زندگی را بچشد.
ایا همان قدر که پدر و مادر ها عاشق ما هستند ما نیز انها را دوست داریم؟ آیا حاضریم برای پدرمان قلبمان را بدهیم؟ برای فرزندمان چی؟
انتخابهای سختی است و خدا در این سختی ما را می آزماید.
“خدایا جان من را قبل نگارم بگیر”
……………….
……….
……………….
……….
ما به هم قول داده بودیم یادت رفته؟ به فکر منم باش
cry:
سلام مهندس
خیلی خوشوقت شدم از زیارت شما
هم اسم
هم کار
هم رشته!
موفق باشید.
سلام
خسته نباشین.
من چند وقته وبلاگم رو از بلاگفا وارد وردپرس کردم. چیز زیادی از ورد پرس بلد نیستم. مثلا اینکه کدهای آمارگیر یا گوگل آنالیزور یا کدهای دیگه رو کجا باید کپی کنم.اگه میشه به وبلاگم سر بزنید و توی نظر ها برام توضیح بدین.
مــــــــــرسی
سلام ساری گلیین میشه اگه لینکی برا دانلود فیلم داری بدی
ممنون
http://rapidshare.com/files/293931205/Umut.2009.DVDRiP.XviD_secoxe.part1.rar
http://rapidshare.com/files/293931510/Umut.2009.DVDRiP.XviD_secoxe.part2.rar
http://rapidshare.com/files/293933983/Umut.2009.DVDRiP.XviD_secoxe.part3.rar
http://rapidshare.com/files/293933142/Umut.2009.DVDRiP.XviD_secoxe.part4.rar
ممنون از لطفت آقا
سلام من این فیلم رو به پیشنهاد شما دانلود کردم البته نه از لینکی که گذاشته بودی(از یه سایت خارجی) هر چقدر دنبال زیر نویسی فارسی اون گشتم پیدا نکردم اگه شما زیر نویس اون رو دارید برام ایمیل کنید باز هم به خاطر معرفی فیلم تشکر میکنم.
علی آقا زیرنویس فارسی رو متاسفانه ندارم. تو گوگل هم گشتم چیزی نبود.
به نظرم با دیدن فیلم و با توجه به توضیحات این پست متوجه جزئیات هم خواهید شد.