<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ساري گلين</title>
	<atom:link href="http://sarigalin.ir/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://sarigalin.ir</link>
	<description>منیم ایسلانمیش نیسگیللریم</description>
	<lastBuildDate>Tue, 09 Mar 2010 14:13:49 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.8.1</generator>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>خانوم لطفا عقب بشینید!</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/please-seat-back/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/please-seat-back/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 09 Mar 2010 14:12:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/blog/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%85-%d9%84%d8%b7%d9%81%d8%a7-%d8%b9%d9%82%d8%a8-%d8%a8%d8%b4%db%8c%d9%86%db%8c%d8%af/</guid>
		<description><![CDATA[سوار اتوبوس های بخش خصوصی هستم. راننده سوار میشود و به مسافرا نگاه میکنه و محترمانه میگه: خانوم لطفا عقب بشینید. سرم رو برمیگردونم، خانمی در آخرین ردیف قسمت آقایان نشسته است و مشغول بازی با موبایلش هست. انگار متوجه حرف راننده نشده. راننده دوباره میگوید حاج خانم بفرمایید قسمت خودتون. خانومه تازه متوجه شده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سوار اتوبوس های بخش خصوصی هستم. راننده سوار میشود و به مسافرا نگاه میکنه و محترمانه میگه: خانوم لطفا عقب بشینید. سرم رو برمیگردونم، خانمی در آخرین ردیف قسمت آقایان نشسته است و مشغول بازی با موبایلش هست. انگار متوجه حرف راننده نشده. راننده دوباره میگوید حاج خانم بفرمایید قسمت خودتون. خانومه تازه متوجه شده که راننده با اونه.<br />
سرش رو بلند میکنه و میگه چه اشکالی داره؟<br />
راننده میگه:اگه اشکال نداشت اون میله رو اونجا نمیگذاشتن اگه جا نیست با ماشین بعدی بیا<br />
برمیگردم. نفهمیدم خانومه رفت عقب یا پیاده شد.<br />
راننده با خودش حرف میزنه:<br />
<strong>اشکالش اینه که اگه تو رو ببینه منو ۳۰ هزار تومن جریمه میکنه</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/please-seat-back/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>به کجا چنین شتابان&#8230;</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%da%86%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%da%86%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 21 Feb 2010 03:17:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>
		<category><![CDATA[ضرب المثل ها]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/blog/%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%da%86%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[سلام
۱-ده دوازده روزی میشه که لپتاپم استاد شده یعنی ال سی دی اش میگن خرابه و ۱۵۰ هزار تومان ناقابل برایم خرج داشته، شاید امروز بتونم تحویلش بگیرم
۲-حدود دو ماهی هم هست که ساری گلین صبح زود پا میشه میره سر کار و روزی ۱۰-۱۲ ساعت کار و خستگی و شب دیر برمیگرده و میخوابه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
۱-ده دوازده روزی میشه که لپتاپم استاد شده یعنی ال سی دی اش میگن خرابه و ۱۵۰ هزار تومان ناقابل برایم خرج داشته، شاید امروز بتونم تحویلش بگیرم<br />
۲-حدود دو ماهی هم هست که ساری گلین صبح زود پا میشه میره سر کار و روزی ۱۰-۱۲ ساعت کار و خستگی و شب دیر برمیگرده و میخوابه و صبح دوباره روز از نو&#8230;.<br />
۳- از یک ماه پیش هم کار روی پروژه پایانی متوقف شده و از وقتی لپتاپ خراب شده هم که کلا تعطیل شده ام<br />
۴- اکثر خوانندگان وبلاگم دنبال کارشناسی ارشد و  کنکور و &#8230;. هستند متاسفانه به دلیل دوری از جو کنکور و مشغله کاری قادر به جوابگویی به کامنت ها نیستم از همینجا معذرت خواهی میکنم.<br />
در آخر یک مثل ترکی داریم میگه:<br />
<strong>قیسمت دن آرتیخ یوخدو</strong><br />
[ترجمه فارسی] بیش از قسمت چیزی نصیب آدم نمیشه<br />
نتیجه اخلاقی هم اینکه حواسمان باشه زیادی شتابان نباشیم<br />
در مورد قسمت هم من اعتقاد دارم با تمام وجود. شاید در فرصتی دیگر در موردش حرف بزنم<br />
فعلا برم صبحانه با نگارم و بدو بدو سر کار<br />
شاد و خرم باشید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%ac%d8%a7-%da%86%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ترافیک را چه به باران؟</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/rain-and-traffic-in-tehran/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/rain-and-traffic-in-tehran/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Jan 2010 19:05:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/?p=352</guid>
		<description><![CDATA[چند روزی هست که احساس میکنم مدت زمان وقتم که هر روز تو ترافیک تلف میشه بیشتر شده. قبلا برای رفتن به سر کار ۱ ساعت تو ترافیک بودم و برگشت هم همینطور یعنی ۲ ساعت از روزم رو تو ترافیک تلف میکنم اما چند روزه که ۳ ساعت هم بیشتر شده. میگن روزهای یکشنبه [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چند روزی هست که احساس میکنم مدت زمان وقتم که هر روز تو ترافیک تلف میشه بیشتر شده. قبلا برای رفتن به سر کار ۱ ساعت تو ترافیک بودم و برگشت هم همینطور یعنی ۲ ساعت از روزم رو تو ترافیک تلف میکنم اما چند روزه که ۳ ساعت هم بیشتر شده. میگن روزهای یکشنبه ترافیک تهران سنگین تره حالا چرا نمیدونم&#8230;..</p>
<p>امروز هم که بارون بارید خدا شکر هوا عالی بود اما بعد از یکسال ونیم زندگی تو تهران هنوز نفهمیدم چرا وقتی دو قطره بارون میاد چرا ترافیک وحشتناک میشه. چه دخلی داره؟ مگه جایی سیل جاری میشه؟ لغزندگی و اینها هم فکر نمیکنم تاثیر داشته باشه!!!! ترافیک وحشتناک یعنی قفل شدن تمام مسیرها آن هم به یکباره</p>
<p>اگر ایده ای دارید بگید&#8230;..</p>
<p>راستی من از وقتهایی که تو ترافیک تلف میشه برای مرور جی برگهام استفاده میکنم یا صبح ها تو اوتوبوس میخوابم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/rain-and-traffic-in-tehran/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>اوموت(Umut)</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/umut-2009/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/umut-2009/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 12 Jan 2010 20:20:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>
		<category><![CDATA[فيلم]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/?p=348</guid>
		<description><![CDATA[دیشب دیدن فیلمی ترکی را شروع کردم  اما دیشب نتواستم تمامش کنم اما حالا که مینویسم دیدنش را به شما هم توصیه میکنم.
سراسر احساس بود و اشکم را سرازیر کرد. ییلماز از سفری دور برمیگردد و بر بالین سونا همسر بیمارش حاضر میشود. سونا قادر به حرکت اعضای بدنش نیست. ییلماز او را به حمام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><img style="float:left;" src="http://img2.blogcu.com/images/i/z/l/izlefullvideo/umut.jpg" alt="umut" width="305" height="435" />دیشب دیدن فیلمی ترکی را شروع کردم  اما دیشب نتواستم تمامش کنم اما حالا که مینویسم دیدنش را به شما هم توصیه میکنم.</p>
<p>سراسر احساس بود و اشکم را سرازیر کرد. ییلماز از سفری دور برمیگردد و بر بالین سونا همسر بیمارش حاضر میشود. سونا قادر به حرکت اعضای بدنش نیست. ییلماز او را به حمام میبرد و کاسه کاسه آب میریزد و با عشق انگار او را غسل میدهد. سونا نیمه شب در حالی که سعی میکند دست ییلماز را بگیرد، او را تنها میگذارد. در صحنه ای که ییلماز سونا را به خاک می سپارد تا زین پس آرامگه او باشد نمیتوانی اشک نریزی! شاید هم من زیادی احساساتی شده باشم اما اگر عاشقی&#8230;&#8230;<br />
امیدوارم در زندگی آن را صحنه را نبینم&#8230; هرگز<br />
خدایا جان من را قبل نگارم بگیر<br />
اما درام فیلم بعد از ترک سونا شروع میشود.<br />
اوموت(به زبان ترکی یعنی امید) نام پسر ییلماز هست. وقتی اوموت از هوش میرود متوجه میشوند بیماری خونی دارد و باید پیوند مغز استخوان انجام گیرد اما از نظر پزشکی نه ییلماز و نه اطرافیان ییلماز کسی نمیتواند به او مغز استخوان بدهد. کلی فرم و تو نوبت وایستادن تا کسی پیدا شود که&#8230;&#8230;.<br />
اما ییلماز میشنود که میتوان شخصی را پیدا کرد که در ازای ۴۰۰ هزار یورو خارج از نوبت پیوند مغز استخوان انجام گیرد اما ییلماز این پول را ندارد.<br />
در آن سوی شهر فردی زندگی میکند که هر چه خواسته بدست آورده و اگر از کسی چیزی خواسته و او نداده جانش را  گرفته اما حالا نمیداند چگونه جان پسرش را از عزرائیل بگیرد. پسرش در تخت خوابیده اما برای زندگی&#8230;&#8230;&#8230;..<br />
یکی پول دارد و نمیتواند جان پسرش را نجات دهد آن یکی ندارد و او هم نمیتواند نجات دهد.<br />
آسلان اوغلو از ییلماز خواسته ای دارد. او حاضر است تمام مخارج  و هزینه های درمان اوموت را بپردازد و حتی او را وارث خود اعلام کند اما در عوض ییلماز یکی از اعضای بدنش را به پسر او بدهد.<br />
سکانسهای رویارویی این دو پدر دیدنی است. هر دو محتاجند یکی در نداری و آن یکی در غنا.<br />
ییلماز وقتی میشوند برای درمان پسر خودش و پسر او باید مهمترین عضو بدنش یعنی قلبش را بدهد، دنیا در چشمش تار میگردد. قلب او و مرگش میتواند به دو فرد دیگر زندگی بخشد.<br />
ییلماز باید تصمیم بگیرد&#8230;.<br />
ییلماز در تردید هست. از طرفی متوجه میشود دختری همنام نگار من عاشقش هست.<br />
اما با همه این احوال میخواهد زندگی اش را برای زندگی فرزندش تقدیم کند.<br />
شاید من و شما هم بگوییم من هم بودم همین کار را میکردم. اما در مقام حرف خیلی آسان است اما در عمل چی؟<br />
کارگردان فیلم به خوبی از همه تمامی عناصر عشق استفاده کرده است.<br />
عشق به یار<br />
عشق به فرزند<br />
در این فیلم پیرمردی را نشان میدهد که تصمیم به خودکشی گرفته است. چون در ایام پیری فرزندانش او را رها کرده اند و او بی کس است.<br />
زمانی که در هتل آپارتمانی که زندگی میکند میخواهد خودش را دار بزند در اتاق زده میشود. پیرزنی با دو حلقه وارد میشود&#8230;.<br />
سر انجام ییلماز در کنار سونا خاک را ارامگه خود قرار میدهد تا اوموت طعم زندگی را بچشد.<br />
ایا همان قدر که پدر و مادر ها عاشق ما هستند ما نیز انها را دوست داریم؟ آیا حاضریم برای پدرمان قلبمان را بدهیم؟ برای فرزندمان چی؟<br />
انتخابهای سختی است و خدا در این سختی ما را می آزماید.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/umut-2009/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>حاجی واشنگتن!!!</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 07 Jan 2010 23:10:25 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/blog/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/</guid>
		<description><![CDATA[الان فیلم حاجی واشنگتنن ساخته علی حاتمی را دیدم. علی حاتمی را به دیالوگهایش میشناسم. در همه فیلم هایش دیالوگهایش به کل فیلم می ارزد. سوته دلان را دیده اید؟ مادر؟ تو همه اینها دیالوگها نقش اول فیلم هستند. البته تو فیلم سوته دلان نباید از بازی فوق العاده بهروز وثوقی بگذریم.
چند تا از دیالوگهای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>الان فیلم حاجی واشنگتنن ساخته علی حاتمی را دیدم. علی حاتمی را به دیالوگهایش میشناسم. در همه فیلم هایش دیالوگهایش به کل فیلم می ارزد. سوته دلان را دیده اید؟ مادر؟ تو همه اینها دیالوگها نقش اول فیلم هستند. البته تو فیلم سوته دلان نباید از بازی فوق العاده بهروز وثوقی بگذریم.<br />
چند تا از دیالوگهای حاجی واشنگتن را برایتان نقل میکنم:</p>
<ul>
<li> حقیقتا ما تمدنی کهن داریم یا کهنه!!!</li>
<li> پدر سوخته آمریکایی نامه سفارت عثمانی رو آورده اینجا</li>
<li>ای باد سلام من رسان به یار<br />
حاجی بابا منم دلم تنگه<br />
بی انصاف سفر هم به این طول و درازی میشه آخه؟<br />
ته دنیا یک سال آزگار<br />
یه چادر شب، کاغذ سیا کردم<br />
یه تشت اشک ریختم<br />
کی از این سفر به سلامت میایی نا مسلمون؟</li>
<li>نفوس که نباشد، نباشد<br />
قبله عالم که باشد نفوس هم پیدا میشود<br />
همه عالم فدای یک تار موی قبله عالم<br />
از بخت ما یک جاسوس نیست این همه جانثاری را به عرض برساند<br />
ما عاقبت به خیر شیم آخر عمری</li>
<li>گربه هم باشی گربه دربار</li>
<li>مردم نان شب ندارند شراب از فرانسه میاورند، قحطی است</li>
<li> باران رحمت از دولتی سر قبله عالم است  و سیل و زلزله از معصیت مردم</li>
<li>میر غضب بیشتر داریم تا سلمانی</li>
<li>ملیجک در گلدان نقره میشاشد</li>
<li>گدایی که خودش شغلی است</li>
<li>حاجی به شوق کدام کعبه قربان کردی؟</li>
<li>دنیا محل عبرت است، رفتن همه، ما هم میرویم</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%b4%d9%86%da%af%d8%aa%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>شروعی دوباره&#8230;.</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/restart/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/restart/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 01 Jan 2010 15:05:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/?p=343</guid>
		<description><![CDATA[امروز اولین روز سال جدید میلادی هست. اکثر اوقات افراد به دنبال بهانه هایی هستند که دوباره از نو شروع کنند. مثلا میگویند از اول هفته دیگر یا اول ماه دیگر و &#8230; . همیشه دوست داریم کار را از اول پی بگیریم. آیا این خوب است یا بد؟ به نظرم از این جهت که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>امروز اولین روز سال جدید میلادی هست. اکثر اوقات افراد به دنبال بهانه هایی هستند که دوباره از نو شروع کنند. مثلا میگویند از اول هفته دیگر یا اول ماه دیگر و &#8230; . همیشه دوست داریم کار را از اول پی بگیریم. آیا این خوب است یا بد؟ به نظرم از این جهت که ممکن است فردا به پس فردا و این ماه به ماه دیگر حتی به سال دیگر موکول بشه بد هست به قولی امروز همان فردای دیروز بود!!!!<br />
اما از جهتی هم خوب است چون فرصتی است تا دوباره به اهداف و خواسته هایمان فکر کنیم. هر چند وقت یکبار لازم است بنشینیم و با خود بگوییم چه میخواهیم و چه برایش کرده ایم؟ اگر با همان روال قبلی ادامه دهیم آیا به اهداف خود نزدیک خواهیم شد؟<span id="more-343"></span></p>
<p>در ده روز گذشته اتفاقاتی در زندگی ام افتاده که باعث شده جهت کارهایم کمی فرق کند. مجبور شدیم بنا به دلایلی کاری که دو سال پیش با عشق و بدون کسب درآمد خاصی شروع کرده و به جایی که میخواستیم رسانده بودیم را تعطیل کنیم. این کار شاید برای اوقات فراغت من خوب بود اما تقریبا در مدت این دو سال به جای اینکه در حاشیه باشد باعث شده بود همه کارهایم در حاشیه قرار گیرند. در هر حال با تعطیلی اش فرصتی شد تا دوباره خواسته هایم را مرور کنم. دارم فکر میکنم روی دکتری (هم از نوع داخلش هم خارجش).  برای خارجش که مسیر اینه که باید حداقل دو مقاله ژورنالی از خود در وکنم و آزمون زبان تافل یا آیئلتس بدم و دنبال جایی که منو بورس کنه<br />
در مورد داخل قضیه فرق میکنه و باید بگردم ببینم هر دانشگاهی از چه مواد درسی امتحان میگیره. فعلا دانشگاههای تربیت مدرس و اصفهان مورد تاکید هست. بقیه دانشگاهها مثل امیر کبیر یا تهران با توجه به اینکه در مرحله مصاحبه معمولا از دانشجوهای خودشان قبول میکنند چندان شانسی برای خودم متصور نیستم اما سعی میکنم نا امید نشوم. از دوستان اگر میدانند در دانشگاهشان در مورد دکتری چگونه عمل میشود و چه موادی را امتحان میگیرد ممنون میشم اگر در نظرات دریغ نکنند.<br />
در تربیت مدرس که روال این هست که یک امتحان زبان میدی و اگر امتیازت از حد نصاب بالاتر شد میتونی در آزمون کتبی شرکت کنی و اگر در کتبی هم قبول شدی میری مصاحبه تا یکی از استادا تو رو به عنوان دانشجوش قبول کنه و بشی دانشجوی دکتری (معمولا دانشجویان سایر دانشگاهها شانس کمتری دارند چون اساتید ترجیح میدهند با همان دانشجویان سابق کار کنند تا دانشجویان شارپتر جدید). در اولین قدم هم هفته دیگر امتحان زبان دارم و فکر میکنم با شناختی که از خودم دارم نمره لازم را کسب میکنم.<br />
در ضمن دانشگاه تهران و تربیت مدرس نمره آزمون زبان همدیگر را قبول دارند (مثلا باید در آزمون دانشگاه تهران ۶۰ بیاوری تا تربیت مدرس قبولت کنه یا یه همچین چیزی).<br />
تا فراموش نکرده ام جمله قشنگی که تازگی ها شنیده ام را برایتان نقل کنم:<br />
<strong>موفقیت آرزو نیست اراده است</strong><br />
بیایید اراده کنیم تا به خواسته هایمان برسیم. در اولین گام هم خواسته هایتان را روی کاغذ بیاورید</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/restart/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چطور در لینوکس مینت بسته ها را نصب کنیم؟</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/how-to-install-packages-with-ntlmaps/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/how-to-install-packages-with-ntlmaps/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 31 Dec 2009 21:17:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[اوپن سورس]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس مینت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/?p=332</guid>
		<description><![CDATA[NTLMPS
سلام
در این پست میخوام در مورد اینکه چطور به اینترنت وصل شده و بسته های برنامه ها را نصب کرد، تجربیات خودم را بیان کنم. راستش من تو خوابگاه، دانشگاه، محل کار هر جا میخوام از اینترنت استفاده کنم باید از یک پروکسی بگذرم. در لینوکس مینت قسمتی وجود دارد به نام Network Proxy یعنی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>NTLMPS<br />
سلام<br />
در این پست میخوام در مورد اینکه چطور به اینترنت وصل شده و بسته های برنامه ها را نصب کرد، تجربیات خودم را بیان کنم. راستش من تو خوابگاه، دانشگاه، محل کار هر جا میخوام از اینترنت استفاده کنم باید از یک پروکسی بگذرم. در لینوکس مینت قسمتی وجود دارد به نام Network Proxy یعنی اگر در منو این عبارت را وارد کنید و برنامه را اجرا کنید چنین تصویری خواهید دید.<br />
<img src="http://img98.com/images/xcqt7cohn2s6vpljxq.png" alt="Network Proxy in mint8 helena" width="486" height="437" /><br />
قاعدتا وقتی آدرس پروکسی را در این برنامه وارد کنیم و تغییرات را اعمال کنیم باید بتوانیم به سادگی به اینترنت وصل شویم(البته بدون تنظیم مرورگر) اما نمیدانم چرا این چنین نیست. یعنی مینت مشکل داره و نمیتونه از پروکسی ها بگذره دلیلش هم اینه که ظاهرا نمیتونه مسئله احراز هویت(Authentication) و گرفتن یوزر پسورد رو مدیریت کند. برای همین چاره کار این است که خودمان یک پروکسی سرور لوکال برای خودمان نصب کنیم و همانند عکس بالا پروکسی شبکه را روی آی پی لوکال خودمان (۱۲۷/۰/۰/۱ ) تنظیم کنیم.<span id="more-332"></span></p>
<p>Ntlmaps:</p>
<p>ntlmaps یک برنامه اوپن سورس و رایگان برای راه اندازی یک پروکسی سرور لوکال هست. برای نصب آن کافی است بسته زیر را <a href="http://mirrors.kernel.org/ubuntu/pool/universe/n/ntlmaps/ntlmaps_0.9.9.0.1-10ubuntu1_all.deb">دانلود</a> کنید و سپس نصبش کنید. بعد از نصب لازم است آن را پیکربندی کرده  و به راحتی مورد استفاده قرار دهید:<br />
<img src="http://img98.com/images/liwjlmvrw6xvqm893m3.png" alt="configuring NTLMAPS for first time" width="476" height="435" /></p>
<p>در پنجره تنظیمات گزینه های زیر وجود دارد که باید به دقت تنظیم شوند:</p>
<p>Listen port: شماره پورتی که میخواهید پروکسی شما روی آن کار کند. (پیشنهاد میشه روی ۸۰۸۰ تنظیم کنید)</p>
<p>Parent proxy: پروکسی سروری که به اینترنت وصل هست مثل ادرس پروکسی سرور شبکه دانشگاه یا محل کار</p>
<p>Parent proxy port: شماره پورت پروکسی سرور شما که معمولا مسئولان شبکه اطلاع میدهند(ممکن است ۸۰ یا ۸۰۸۰ باشد)</p>
<p>NT Windows domain: نام دومین شبکه شما (مثلا در دانشگاه ما modares هست)</p>
<p>NT Windows username: نام کاربری که با ان به شبکه وصل میشوید</p>
<p>NT Windows password: رمز عبور شما در شبکه</p>
<p>بعد از اینکه نصب کردید. برای تست میتوانید یک ترمینال باز کنید و دستور زیر را وارد کنید:</p>
<p>wget google.com<br />
این دستور برای دریافت صفحات وب یا فایلها از وب استفاده میشود. اگر به درستی مراحل را طی کرده باشید و پروکسی سرور ما نصب شده باشد قائدتا باید در ذیل دستور بالا پیغام هایی مشابه تصویر زیر در ترمینال دیده شود:<br />
<img src="http://img98.com/images/yw45uizjxohnnb341cj5.png" alt="اجرای موفقیت امیز دستور wget google.com" width="468" height="185" /><br />
خوب تا اینجای کار برای تنظیمات اولیه و نصب اولیه آن کافی است و شما میتوانید بعد از این تمامی نرم افزارهای خود را به راحتی از برنامه های Software Manager و Package Manager نصب کنید و حتی لینوکس مینت خود را به روز نگه دارید.(آیکون قفل در منوی پایین صفحه به همین منظور میباشد)<br />
حال اگر لازم باشد پروکسی خود را عوض کنید چه باید کرد؟ مثلا از دانشگاه به محیط خوابگاه برمیگردید و میخواهید NTLMAPS را روی پروکسی خوابگاه تنظیم کنید. در این حالت میتوانید در ترمینال دستور زیر را وار کنید:<br />
sudo dpkg-reconfigure ntlmaps<br />
با وارد کردن پسورد مدیر میتوانید آن را دوباره تنظیم کنید و برنامه ای شبیه تصویر زیر مشاهده خواهید کرد<br />
<img src="http://img98.com/images/fk1o8kbo0tk1gqzc1mvb.png" alt="Reconfiguring NTLMPAS تنظیم مجدد" width="458" height="320" /><br />
گاها بعد از تنظیم دوباره برنامه NTLMAPS از کار می افتد و اگر دستور wget google.com رو بزنید با پیغام connection refused زیر مواجه میشوید.<br />
<img src="http://img98.com/images/lty5szlzqbbmxsj5rz1l.png" alt="از کار افتادن NTLMAPS" width="438" height="120" /><br />
شاید از باگهای برنامه باشد اما راه حلش تنظیم دوباره با استفاده از دستور قبلی است یا ری استارت کردن برنامه که با دستور زیر انجام میشود:<br />
sudo /etc/init.d/ntlmaps restart<br />
توصیه میشود حتما بعد از انجام تنظیم مجدد چک کنید ببینید که پروکسی سرور درست کار میکند یا نه(توسط دستور wget google.com)</p>
<p>امیدوارم توانسته باشم تجریباتم را به خوبی بیان کرده و گره از مشکلات دیگران باز کنم. منتظر نظرات کاربران هستم. شاید در پست لینوکسی بعدی ام در مورد داشتن دیکشنری در لینوکس مینت نیز بنویسم.</p>
<p><strong>آز یاشا آزاد یاشا انسان یاشا</strong></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/how-to-install-packages-with-ntlmaps/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>5</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چطوری در لینوکس فونت های ویندوز را داشته باشیم؟</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/how-to-install-windows-font-in-linux-mint/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/how-to-install-windows-font-in-linux-mint/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 10 Dec 2009 01:26:12 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[اوپن سورس]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس مینت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/?p=326</guid>
		<description><![CDATA[سلام
عنوان این پست معلومه. بعد از نصب لینوکس مینت(اگر از اوبونتو هم استفاده میکنید باز هم این پست به درد شما خواهد خورد) فونتهای ویندوز مخصوصا آنها که فارسی هستند اصلا خوب نمایش داده نمیشوند و مخصوصا در وبگردی اذیتتان خواهد کرد. چاره کار خیلی راحت هست. برای اینکار میتوانید از برنامه Software Manager فونتهای [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
عنوان این پست معلومه. بعد از نصب لینوکس مینت(اگر از اوبونتو هم استفاده میکنید باز هم این پست به درد شما خواهد خورد) فونتهای ویندوز مخصوصا آنها که فارسی هستند اصلا خوب نمایش داده نمیشوند و مخصوصا در وبگردی اذیتتان خواهد کرد. چاره کار خیلی راحت هست. برای اینکار میتوانید از برنامه Software Manager فونتهای ویندوزی با نام Microsoft TrueType Fonts را نصب کنید.<br />
<img src="http://img98.com/images/y5wemv5m7ys3r6m89fws.png" alt="" width="484" height="348" /><br />
اگر این بسته را هم نصب کنید باز فایده به حال شما نخواهد داشت. یک راه دیگر کپی کردن فایل فونتهایی که در ویندوز استفاده میکنید به لینوکس هست. <span id="more-326"></span>اول فایلهای با پسوند ttf. را در شاخه Windows/Fonts پیدا کنید و کپی کرده و به شاخه /usr/share/fonts/truetype رفته و یک پوشه(فولدر) به هر اسمی که میخواهید(مثلا myfonts) ایجاد کرده و فایلها را در انجا بریزید.<br />
خوب دفعه بعد که در لینوکس لاگین کنید فونتهای جدید به مجموعه فونتهای شما اضافه خواهد شد. اگر خواستید هر چه سریعتر این تغییرات اعمال شود لازم است یک پنجره ترمینال باز کنید و دستور زیر را وارد کنید:<br />
sudo fc-cache -fv<br />
این دستور باعث میشود حافظه کش مربوط به فونتها دوباره ساخته شود و در خروجی این دستور یک سری نوشته هایی خواهد بود که نشان میدهد در هر فولدر از فونتها چند فونت به مجموعه اضافه شده است شما باید چنین خطی را بتوانید مشاهده کنید:<br />
/usr/share/fonts/truetype/myfonts: caching, new cache contents: 51 fonts, 0 dirs<br />
در اخر هم باید پیغام موفقیت عملیات را ببینید:<br />
fc-cache: succeeded<br />
<img src="http://img98.com/images/wez8guwbh6p4sk7u2bk.png" alt="" /></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/how-to-install-windows-font-in-linux-mint/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>لینوکس مینت ۸ رو نصب کردم</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/i-installed-linux-mint8/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/i-installed-linux-mint8/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 13:09:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[اوپن سورس]]></category>
		<category><![CDATA[لینوکس مینت]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/?p=324</guid>
		<description><![CDATA[سلام
بالاخره بعد از ۵-۶ ماه کار کردن با مینت ۷ امروز سیستم عامل رو به روز کردم و مینت ۸ رو که چند صباحی است منتشر شده نصب کردم. در مینت ۷ چند تا مشکل داشتم که در ۸ خوشبختانه حل شده:
اولی مربوط به درایور صدای لپتاپ من بود که در مینت ۷ فوق العاده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>سلام</p>
<p>بالاخره بعد از ۵-۶ ماه کار کردن با مینت ۷ امروز سیستم عامل رو به روز کردم و مینت ۸ رو که چند صباحی است منتشر شده نصب کردم. در مینت ۷ چند تا مشکل داشتم که در ۸ خوشبختانه حل شده:</p>
<p>اولی مربوط به درایور صدای لپتاپ من بود که در مینت ۷ فوق العاده صدای کمی داشت. امروز که ۸ رو نصب کردم این مشکل درست شده و صدای فوق العاده ای دارد</p>
<p>دومی&#8230;. بعدا به مرور میگم</p>
<p>اما یک مشکل داشتم اون هم مربوط به وایرلیس بود. تو نسخه ۷ وایرلیس خودش نصب بود و همه چیز اوکی اما تو ۸ ظاهرا خودم باید درایور مربوط به لینوکس را دانلود کنم. خوشبختانه حجم بالایی نداردو ۱۸ کیلوبایت هست و زود نصب میشود.</p>
<p>توی مینت یک ابراز بسیار مفیدی هست به نام Software Manager که کار نصب بی دردسر برنامه ها را انجام میدهد.اما مشکلی در استفاده از اینترنت وجود دارد و مربوط به کسانی میشود که از پشت یک پروکسی وارد اینرنت میشوند. خوشبختانه دنیای اوپن سورس برای همه چیز راه حل دارد. در پست های بعدی راه حلهایی که در استفاده از مینت به پستم میخورد رو میخوام بنویسم</p>
<p>پست های بعدی درباره موارد زیر خواهد بود:</p>
<p>نصب یک پروکسی سرور لوکال</p>
<p>نصب فونت های ویندوز در لینوکس های اوبونتو و مینت</p>
<p>نصب دیکشنری مبتنی بر بسته های بابیلیون</p>
<p>بعدا اگر اضافه شد مینویسم<br />
یادم رفت بگم مینت ۸ با نام هلنا منتشر شده است</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/i-installed-linux-mint8/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>8</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چند جمله از جامعه شناسی نخبه کشی</title>
		<link>http://sarigalin.ir/blog/some-sentences-from-sociology-of-elite-killing/</link>
		<comments>http://sarigalin.ir/blog/some-sentences-from-sociology-of-elite-killing/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 09 Dec 2009 06:05:50 +0000</pubDate>
		<dc:creator>ساری گلین</dc:creator>
				<category><![CDATA[بغض های خیس من]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://sarigalin.ir/blog/%da%86%d9%86%d8%af-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%86%d8%ae%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%b4%db%8c/</guid>
		<description><![CDATA[چندی پیش کتاب جامعه شناسی نخبه کشی را میخواندم که البته نصفه نیمه مانده. باید برم از کتابخانه بگیرم و تمام کنم. خیلی کارهای نیمه تمام دارم باید تمام کنم. فعلا این جملات را از این کتاب داشته باشید
مردان بزرگ خلاق ومبدع نبودند بلکه قابله هایی بودند برای آنچه  روح زمان بدان آبستن بود.
در هر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>چندی پیش کتاب جامعه شناسی نخبه کشی را میخواندم که البته نصفه نیمه مانده. باید برم از کتابخانه بگیرم و تمام کنم. خیلی کارهای نیمه تمام دارم باید تمام کنم. فعلا این جملات را از این کتاب داشته باشید<br />
مردان بزرگ خلاق ومبدع نبودند بلکه قابله هایی بودند برای آنچه  روح زمان بدان آبستن بود.<br />
در هر دوره ای افکار حاکم بر عصر، محصول جزء به جزء مردمی بود که کم و بیش در گمنامی میزیستند ولی عقاید و افکار منتسب به کسانی میشد که آن را روشن کرده و متوافق ساختند. &#8211; ویل دورانت<br />
آنچه در اندیشه نوابغ میگذرد به تعبیری انعکاس آن چیزی است که در جامعه میگذرد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://sarigalin.ir/blog/some-sentences-from-sociology-of-elite-killing/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>
