چطوری در لینوکس فونت های ویندوز را داشته باشیم؟

سلام
عنوان این پست معلومه. بعد از نصب لینوکس مینت(اگر از اوبونتو هم استفاده میکنید باز هم این پست به درد شما خواهد خورد) فونتهای ویندوز مخصوصا آنها که فارسی هستند اصلا خوب نمایش داده نمیشوند و مخصوصا در وبگردی اذیتتان خواهد کرد. چاره کار خیلی راحت هست. برای اینکار میتوانید از برنامه Software Manager فونتهای ویندوزی با نام Microsoft TrueType Fonts را نصب کنید.

اگر این بسته را هم نصب کنید باز فایده به حال شما نخواهد داشت. یک راه دیگر کپی کردن فایل فونتهایی که در ویندوز استفاده میکنید به لینوکس هست. ادامه مطلب …»

لینوکس مینت ۸ رو نصب کردم

سلام

بالاخره بعد از ۵-۶ ماه کار کردن با مینت ۷ امروز سیستم عامل رو به روز کردم و مینت ۸ رو که چند صباحی است منتشر شده نصب کردم. در مینت ۷ چند تا مشکل داشتم که در ۸ خوشبختانه حل شده:

اولی مربوط به درایور صدای لپتاپ من بود که در مینت ۷ فوق العاده صدای کمی داشت. امروز که ۸ رو نصب کردم این مشکل درست شده و صدای فوق العاده ای دارد

دومی…. بعدا به مرور میگم

اما یک مشکل داشتم اون هم مربوط به وایرلیس بود. تو نسخه ۷ وایرلیس خودش نصب بود و همه چیز اوکی اما تو ۸ ظاهرا خودم باید درایور مربوط به لینوکس را دانلود کنم. خوشبختانه حجم بالایی نداردو ۱۸ کیلوبایت هست و زود نصب میشود.

توی مینت یک ابراز بسیار مفیدی هست به نام Software Manager که کار نصب بی دردسر برنامه ها را انجام میدهد.اما مشکلی در استفاده از اینترنت وجود دارد و مربوط به کسانی میشود که از پشت یک پروکسی وارد اینرنت میشوند. خوشبختانه دنیای اوپن سورس برای همه چیز راه حل دارد. در پست های بعدی راه حلهایی که در استفاده از مینت به پستم میخورد رو میخوام بنویسم

پست های بعدی درباره موارد زیر خواهد بود:

نصب یک پروکسی سرور لوکال

نصب فونت های ویندوز در لینوکس های اوبونتو و مینت

نصب دیکشنری مبتنی بر بسته های بابیلیون

بعدا اگر اضافه شد مینویسم
یادم رفت بگم مینت ۸ با نام هلنا منتشر شده است

چند جمله از جامعه شناسی نخبه کشی

چندی پیش کتاب جامعه شناسی نخبه کشی را میخواندم که البته نصفه نیمه مانده. باید برم از کتابخانه بگیرم و تمام کنم. خیلی کارهای نیمه تمام دارم باید تمام کنم. فعلا این جملات را از این کتاب داشته باشید
مردان بزرگ خلاق ومبدع نبودند بلکه قابله هایی بودند برای آنچه  روح زمان بدان آبستن بود.
در هر دوره ای افکار حاکم بر عصر، محصول جزء به جزء مردمی بود که کم و بیش در گمنامی میزیستند ولی عقاید و افکار منتسب به کسانی میشد که آن را روشن کرده و متوافق ساختند. – ویل دورانت
آنچه در اندیشه نوابغ میگذرد به تعبیری انعکاس آن چیزی است که در جامعه میگذرد.

هیئت علمی بشم یا ابمیوه فروش؟

دیروز با اجازه تون یکی از دیگه از دندونای عقلمو کشیدم. خیلی درد نکشیدم خوب بود. اما واسه یه چیز دیگه خیلی درد کشیدم
اونم درد هزینه این دندون کشیدن بود. راستش دو هفته پیش که رفته بودم شهرستان خودمون یک دندون پزشک اون یکی دندون عقلمو با ۸ هزار تومن کشید و خلاص
اما بشونید از هزینه های این یکی ادامه مطلب …»

دیگر قابل تحمل نیست!

قسمت اول:
ساعت ۱۲ ظهر از خواب پا شدم
یعنی نگار بیدارم کرد
شب پروپزال خودم رو آماده کردم و ۶ صبح خوابیده بودم
ساعت ۱ با سرویس رفتم دانشگاه. وقتی رسیدم نهار روز فروش نمیشد. غذا هم استانبولی بودم و چنگی به دل نمیزد. به اصرار هم اتاقی لقمه ای از غذای او رو خوردم
اومدم دانشگده و اول نمازم رو خوندم
طبقه ۴ منتظر بودم که نگار بیاد پیشم. میخواست چند تا پی دی اف بخونه و مقاله و…….
ساعت نزدیک ۳ هست موبایلم زنگ میخوره. از صدای سوت فرهاد میفهم نگاره ادامه مطلب …»

شاه گلی کلمه ای ترکی است!

حدود یک ماه پیش سری به شاه گلی زدیم. به محض ورود تابلویی که روی سنگ تاریخچه و توضیحاتی در مورد بنای شاه گلی داده شده بود به چشم میخورد. وقتی متن را خواندم اشتباه واضحی از سوی شهرداری تبریز به چشم میخورد که امیدوارم عمدی نبوده باشد و آن مربوط به نام شاه گلی است. به عکس زیر توجه کنید:
img98.com Image Upload Center
در توضیح عکس باید بگویم که در عکس ادعا شده که کلمه شاه در شاه گلی به عنوان پیشوند بوده و همانند کلماتی مانند شاه کلید و شاه ماهی اشاره به بزرگی استخر دارد که تحلیل کاملا اشتباهی است. همه میدانیم در زبان ترکی اصلا پیشوند وجود ندارد و تمام کلمات و حروف اضافه به صورت پسوند به کلمات اضافه میشوند و در اینجا نیز شاه به عنوان مضاف میباشد و به عنوان ترجمه میتوان گفت شاه گلی یعنی استخر شاه نه استخر بزرگ.

در پایان برای دیدن تاریخچه این عمارت باشکوه به عکس زیر توجه کنید:

lrf40clzcxnf2ri3yy7l.jpg

رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟ حیرت آور است

ادیسون در سنین پیری پس از اختراع لامپ، یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که ساختمان بزرگی بود هزینه می کرد… این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شکل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود. در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانهاست! آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود… پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید که پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند! پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد. ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟ رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟ پسر حیران و گیج جواب داد: پدر! تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟! چطور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟ پدر گفت: پسرم! از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد… در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فکر می کنیم، الآن موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت! توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراعات بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری، او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع کرد.

Theme Brought to you by Directory Journal and Elegant Directory Localized by Sari Galin